تبليغاتX
نوید

پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388

مصرف بی رویه- کار خیلی بدیه

همه در جریان اعتراضات خیابانی مردم در مورد انتخابات 22 خرداد 88 هستیم
یکی از این اعتراض ها نسبت به اخبار صدا و سیما در مورد خبر رسانی شکایات مردمی در مورد این انتخابات است.
خیلی از دوستان هم سریال شبهای برره رو دیدند که در آن سریال برره نماد ایران و مردم ببره نماد مردم ایران هستند. در یکی از قسمتهای سریال مردم ببره نسبت به موضوعی معترض بودند و به خیابانها ریختند. ولی برای نشان دادن اعتراض خود اقدام به شکستن شیشه های منزل خودشان کرده بودند که باعث تعجب کیانوش (سیامک انصاری) شده بود ولی نمیتوانست مردم ببره را قانع کنه که شیشه های خونه های خودشون رو نشکنند.
حالا مصرف زیاد برق برای قطع شدن برق و ندیدن تلویزیون هم شبیه همین کار است.
اگر ما اخبار صدا و سیما را قبول نداریم نبینیم. ولی چرا کاری میکنیم که بقیه هم نتونند ببینند.
هر چی باشه برق هم انرژی هستش و نباید حیف و میل بشه. این کار خسارت زیادی به شبکه توزیع برق و نیروگاهها میزنه که جبران این خسارت از پول مالیات خودمونه.
و اگر کمی هم فکر کنیم میفهمیم که با بالاتر رفتن مصرف برق هزینه قبض آخر ماه هم بالاتر میره و خود معترضین ناخواسته پول بیشتری را به حساب دولت میریزند.

نوشته شده توسط Navid در 11:49 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوازدهم مرداد 1388

ناصرالدین شاه

ناصرالدین شاه وقتی به اولین سفر اروپایی خود رفت، در کاخ ورسای توسط پادشاه فرانسه پذیرایی شد. بعد از مراسم شام اعلیحضرت سلطان صاحب قران به قضای حاجتش نیاز افتاد و با راهنمایی یکی از نوکرها به سمت یکی از توالت‌های کاخ ورسای هدایت شد.
سلطان صاحبقران بعد از ورود به دستشویی، هرچه جستجو کرد، چیزی شبیه به “موال” های سنتی خودمان پیدا نکرد و در عوض کاسه‌ای دید بزرگ، که معلوم نبود به چه کار می‌آید. غرورش اجازه نمی‌داد از نوکر فرانسوی بپرسد که چه بکند؟! پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمین پهن کرد و همان جا...!
حاجت که برآورده شد، سلطان مانده بود و دستمالی متعفن.
این بار با فراغ خاطر نگاهی به اطراف انداخت و پنجره‌ای دید گشوده بر بالای دیوار و نزدیک به سقف، که در دسترس نبود. پس چهار گوشه‌ی دستمال را با محتویات ملوکانه‌اش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از این که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پیدا کند، به سوی پنجره‌ی گشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنه‌ی جنایت دور کرده باشد.
گویا نشانه‌گیری ملوکانه خوب نبوده، چون دستمال بعد از اصابت به دیوار باز می‌شود و محتویات آن به در و دیوار و سقف می‌پاشد.
وضع از اول هم دشوارتر می‌شود.
سلطان، بالاجبار، غرور را زیر پا می‌گذارد، از دستشویی بیرون می‌رود و به نوکری که آن پشت در انتظار بود، کیسه‌ای پول طلا نشان می‌دهد و می‌گوید این را به تو می‌دهم، اگر این کثافت‌کاری که کرده‌ام را، رفع و رجوع کنی.
می‌گویند نوکر فرانسوی در جواب ایشان تعظیم می‌کند و می‌گوید: من دو برابر این سکه‌ها به اعیلحضرت پادشاه تقدیم خواهم‌کرد، اگر بگویند با چه ترفندی توانسته‌اند روی سقف برینند!

نوشته شده توسط Navid در 12:23 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386

مالزی

مالزی كشوری با حدود ۲۷میلیون نفر جمعیت كه بیش از ۵۰درصد آن را مسلمانان تشكیل می‌دهند، طی ۲۵سال گذشته به بركت رهبری ماهاتیر محمد و پیروی از انضباط اقتصادی مثال‌زدنی، از حالت كشوری عقب مانده و پوشیده از جنگل كه عمده اقتصاد آن وابسته به كشاورزی و استخراج و صادرات قلع بود، به یك كشور پیشرفته صنعتی و توریستی تبدیل شده كه میانگین درآمد سرانه مردم آن از مرز ۴هزار دلار گذشته و صادرات آن سالانه به حدود ۱۰۰میلیارد دلار رسیده است.
زندگی بسیار دوستانه و مسالمت‌آمیز بیش از ۴۰درصد از جمعیت چینی‌تبار و هندی‌تبار پیرو مذاهب بودا و هندو با اكثریت جمعیت مسلمان مالزی كه حتی عبادتگاه‌های خود را دیوار به دیوار یكدیگر ساخته‌اند، خود یكی از جاذبه‌های معنوی گردشگری برای میلیون‌ها گردشگری محسوب می‌شود كه همه ساله از اقصی‌نقاط جهان، این كشور آسیایی را مقصد گردشگری خود انتخاب می‌كنند و خود متولیان صنعت گردشگری مالزی نیز در تبلیغات جهانی خود از شعار Malaysia Truly Asia كه معنای آن بیان‌كننده وجود تمامی، نمادها مظاهر و ویژگی‌های قاره بزرگ آسیا در این كشور است، استفاده می‌كنند و در پرتو این شعار، چنان شرایطی را در سرتاسر این سرزمین و جزایر پراكنده آن به وجود آورده‌اند كه هر گردشگری بعد از یك بار دیدار از مالزی آرزو می‌كند كه به دفعات فرصت چنین دیداری نصیبش شود.توسعه و شكوفایی خیره‌كننده صنعت گردشگری مالزی و حضور سالانه میلیون‌ها گردشگر پیرو ادیان، مذاهب و ملیت‌های گوناگون از كشوری، كم‌ترین تاثیر سویی بر فرهنگ اجتماعی، اصول و ارزش‌های اخلاقی و اعتقادی حاكم‌بر اكثریت جمعیت مسلمان این كشور وارد نساخته است.
حضور چشمگیر زنان و دختران مسلمان محجبه در معابر عمومی، ادارات و فروشگاه‌ها بی‌ آنكه رعایت حجاب برای آنها اجباری باشد و رونق فوق‌العاده و توجه‌برانگیز آیین‌‌های برپایی نماز جماعت در مساجد بزرگ و زیبای كوالالامپور و دیگر شهرهای این كشور شاهدی بر این مدعا است و این درست در نقطه مقابل تصوری است كه در ذهن برخی از دولتمردان و متولیان فرهنگی ما در خصوص تبعات سوءتوسعه صنعت گردشگری وجود داشته و وجود همین تصورات تاكنون اجازه نداده است تا ما به عنوان یكی از ۱۰ كشور برتر در زمینه‌ جاذبه‌های گردشگری سهم شایسته خود را از حدود ۸۰۰میلیارد دلار گردش مالی سالانه صنعت گردشگری جهان به دست آوریم.مالزیایی‌ها نه تنها در زمینه انواع صنایع صنعت گردشگری گوی سبقت را از بسیاری كشورهای آسیایی ربوده‌اند بلكه در طی همین دو دهه اخیر با اتخاذ سیاست‌های درست و عاقلانه بر بسیاری از مشكلات اقتصادی و اجتماعی خود از جمله مشكل بیكاری و مسكن فائق آمده‌اند كه خصوصا رویكرد دولت مالزی در حل ریشه‌ای مشكل مسكن در این كشور حائز اهمیت است و می‌تواند به الگویی برای حل بحران فزاینده مسكن در كشور ما تبدیل شود.این كه جمعیت كشور ما ۷۰میلیون و جمعیت مالزی حدود ۲۷میلیون نفر است، اصلا نباید دستاویزی برای زیر سوال قرار دادن دستاوردهای دولت مالزی در حل مشكل مسكن در آن كشور قرار گیرد، چون اگر جمعیت مالزی حدود یك سوم جمعیت كشور ما است، مساحت خاك آن كشور هم به همین نسبت از مساحت كشور ما كمتر است، ضمن آنكه طبق آخرین آمارها نرخ رشد جمعیت در كشور ما بیش از ۵/۱درصد یعنی چند دهم درصد بیش از نرخ رشد جمعیت‌ در ایران در طی سال‌های اخیر است و همین فزونی نرخ رشد جمعیت به معنای نرخ رشد سریع‌تر تقاضا برای مسكن در كشور مالزی است. با این اوصاف باید دولتمردان و برنامه‌ریزان اقتصادی كشور ما بررسی كنند و ببینند دولتمردان مالزیایی از چه راه و روش‌هایی برای حل مشكل مسكن در آن كشور پیروی كرده‌اند و حتی‌الامكان از همان راه و روش‌ها در كشور ما استفاده كنند.
بر اساس گزارشی كه ترجمه آن چندی پیش در یكی از ضمائم روزنامه دنیای اقتصاد به چاپ رسیده بود، بانك‌های مالزیایی بی‌آنكه دولت برایشان تكلیف تعیین كند، نقش اصلی و محوری را در خانه‌دار شدن مردم آن كشور ایفا می‌كنند. به موجب همان گزارش بانك‌های مالزی تا سقف ۹۵درصد قیمت یك خانه با نرخ سود ۵درصد به مردم تسهیلات می‌پردازند و جالب اینجا است كه میان بانك‌های مالزی برای دادن وام خرید خانه به مردم رقابت وجود دارد تا جایی كه شماری از بانك‌های مالزی پا را از این هم فراتر گذاشته وام‌هایی با نرخ سود ۲درصد برای خرید خانه به كارمندان خود و كارمندان سازمان‌های دولتی می‌پردازند.طبیعی است در چنین شرایطی چیزی به نام بحران مسكن شبیه آنچه كه امروز در كشور ما وجود دارد، در كشور مالزی وجود نخواهد داشت و شهروندان مالزیایی بدون دغدغه و تحمل كمترین فشار روحی و روانی هر زمان كه مایل باشند خانه دلخواه خود را با سهل‌ترین شرایط خریداری می‌كنند و این درست در نقطه مقابل كابوسی است كه شهروندان ایرانی سال‌ها است برای خرید یك سرپناه محقر با آن دست به گریبانند.
راستی مالزیایی‌ها چه امتیاز و برتری ویژه‌ای بر ما ایرانی‌ها داشته‌اند كه در مدتی كمتر از ۳۰سال هم از نظر توسعه صنعتی و اقتصادی و توریستی، قله‌های بلندی را فتح كرده‌اند و هم اجازه نداده‌اند بحرانی به نام بحران مسكن برای شهروندان پیر و جوان آنها ایجاد شود. آیا آنها از درجه هوش و نبوغ بیشتری از ما ایرانیان برخوردارند. یقینا پاسخ تمامی این سوال‌ها منفی است. اما یك ویژگی‌ مالزیایی‌ها را نمی‌توان انكار كرد و آن عزم جزم ملی، وحدت نظر و همدلی و همكاری جدی و همه جانبه‌ای است كه میان تمامی دولتمردان این كشور از زمان به قدرت رسیدن دكتر ماهاتیر محمد وجود داشته و این ویژگی امروز هم كه ماهاتیر محمد دو سالی است صحنه قدرت را ترك كرده همچنان به قوت خود باقیمانده است. مالزیایی‌ها با ما ایرانی‌ها وجوه اشتراك زیادی دارند و می‌توانند به الگوی شایسته‌ای برای ما در غلبه بر مشكلات اقتصادی موجود از جمله بحران مسكن تبدیل شوند.نویسنده به منظور پرهیز از اطاله كلام به تمامی مسوولان نظام بانكی، به نمایندگان محترم مجلس و اعضای هیات‌ محترم دولت توصیه می‌كند گزارشی را كه درباره راه‌های خانه‌دار شدن مردم مالزی در ویژه‌نامه دنیای اقتصاد به چاپ رسیده چند بار مطالعه كنند. تقلید از كارهای خوب دیگران برای ما مسلمان‌ها سنتی پسندیده است.

--------------------------------------------------------
غلامرضا كیامهر
۱ - ضمیمه نامه مسكن مورخ ۱۶/۱۱/۸۵

روزنامه دنیای اقتصاد
نوشته شده توسط Navid در 13:56 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386

چرا میوه فروشی بهتر از مهندسی کامپیوتر است؟


1- عدم وجود گارانتی: بعد از فروش نرم افزار باید آن را گارنتی کنی. برخلاف بسیاری از مشاغل که شما بابت گارانتی پول اضافه می گیرد و نزد خود نگه می دارید، در نرم افزار بر عکس عمل می شود و این کارفرمای شماست که از شما تضمین (درصدی از قرارداد، چک تضمین، سفته و یا ضمانت نامه بانکی یا همه مواد) می گیرد. در حالیکه میوه فروشی گارانتی ندارد، جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود.

2- بازه کوتاه زمان فروش: یک پروژه نرم افزاری ماهها طول می کشد و باعث فرسایش نیروی کار می شود در حالیکه در میوه فروشی، صبح زود بار میوه و سبزی می آوری، حداکثر تا ظهر سبزی ها تمام می شود، میوه ها هم، بسته به محیط شما، در مدت زمان کوتاهی فروش می روند و شما بازهم بار جدیدی می آورید.

3- تغییر نیاز ندارید: رایج است که نیازهای مشتری تازه زمانی آشکار می شود که شما نرم افزار را فروخته اید و مشتری متوقع است که در چارچوب همان قرارداد تغییرات اعمال شود، حتی اگر ماهیت تغییر کند. اما در میوه فروشی، خریدار که از مغازه خارج شد شما دیگر مسؤولیتی ندارید، اگر تصمیمش عوض شد، شما نگران نیستید، یک کالای جدید به وی می فروشید.

3- عدم محصول ارجاعی: در نرم افزار اگر محصول شما کار نکرد و یا قدیمی شد مشتری یا ارجاع می دهد و یا دیگر سراغش نمی آید، در میوه فروشی شما میوه سالم را به مردم به فیمت گران، میوه نیمه خراب را ارزان تر به مردم کم درآمد تر و احتمالا میوه کاملا خراب را به آبمیوه فروشی ها و نمی دانم لواشک سازی ها می فروشید!

4-واسطه گری به جای تولید: در میوه فروشی شما محلی برای عرضه کالای دیگران هستید، معمولا افزایش قیمت بین میدان میوه و تره بار با مغازه شما چند برابراست . اما در نرم افزار شما تولید می کنید و دردسر های آن را دارید تازه در انتها و پس از کسر انواع مالیات و بیمه هزینه تولید را در بیاورید خیلی هنر کرده اید!

5-مدیریت نیروی انسانی، خیر! : شما در شرکت نرم افزاری با نیروی لوس و نازک نارنجی کارشناس سروکار دارید که کافی است یک کم ناراحت شود، هوس کانادا به سرش می زند، اما در میوه فروشی یکی دو کارگر از برادران افغانی می گیرید، مثل ساعت برای شما کار می کنند و غر که نمی زنند هیچ با همه سختی ها هم می سازند.

6-فصلی بودن کار، تعطیل: در تولید و فروش نرم افزار شما وابسته به زمان هستید، برای مثال دولتی ها معمولا در ماه های خاصی خرید بیشتری می کنند، یا در فروردین و اردیبهشت شما با افت فروش مواجه می شوید، اما در میوه فروشی هر فصلی میوه خودش را دارد و شما آن را می آورید، هر میوه ای هم طرفدار خاص خودش را دارد و شما تقریبا در همه سال فروش خود را یکنواخت خواهید داشت. شب عید ها هم که جای خودش را دارد و شما پوست خلایق را حسابی خواهید کند.

7- بازار دائمی: نرم افزاری ها مانند یک کارگر ساختمانی هستند، باید ساختمانی ساخته شود تا به آنان نیاز باشد، وقتی بودجه It کشور صفر شود که نمی توان پروژه ای تعریف کرد که نرم افزاری روی آن کار کند، چون هنوز از دیدگاه اغلب تصمیم گیرندگان ما، نرم افزار یک کار تشریفاتی است. اما میوه فروشی نیاز روز مردم است، همه هر روز خرید خودشان را دارد، وضع مردم بد هم بشود باز هم مهمانی می آید که شما وادار شوید حتما میوه خوب بخرید.

8-درهم است: در نرم افزار شما قاصر هستید از اینکه به یک مشتری بفهمانید نرم افزار با نرم افزار متفاوت است. چون با یک چیز انتزاعی طرف است، بین نرم افزاری حسابداری 5 هزارتومانی با حسابداری 10 میلیون تومانی فرقی قائل نیست. در حالیکه در میوه فروشی ، مشتری تفاوت سیب با سیب را در می یابد و اگر دنبال کیفیت خوب است پولش را هم می پردازد.

9- شما فقط میوه را می فروشید: در نرم افزار وقتی شما نرم افزاری عرضه می کنید، داستان عرضه خدمات پس از فروش شروع می شود، آموزش کاربران -بعضا واقعا تعطیل!- تبدیل اطلاعات و انتقال آنها از سیستم قدیمی به جدید، عرضه سخت افزار، نگرانی از کارکردن نرم افزار روی هر نوع سخت افزار آشغالی که مشتری به شما می دهد و ... اما در میوه فروشی، شما فقط میوه را می فروشید اینکه هندوانه را چطور می خورند، گیلاس را چطور؟ اینکه آیا مشتری ظرف مناسبی برای نگهداری میوه دارد و یا خیر نیز به شما ربطی ندارد.

10- یک بار برای همیشه، هرگز: نرم افزار را که می فروشید مشتری توقع دارد این نرم افزار مادام العمر باشد برایش ، به سادگی حاضر نیست قرارداد پشتیبانی و ارتقاء نرم افزار ببندد، اما همه می دانیم که یک میوه را برای همه سال نمی توان نگه داشت، خورده می شود بالاخره! باید میوه جدیدی خرید!

11- باگ: خرابی میوه نگرانی ندارد، روشهای نگهداری میوه معلوم است و اگر شما یک کم تجربه پیدا کنید می توانید به سادگی آن را نگهداری کنید، اما در نرم افزار آنقدر مشکلات متعدد و متفاوت پیش می آید که شما گیج می شوید که این خطا از کجاست و راه حلش چطور است؟ مناطق بحرانی ، آنقدر خطایابی را سخت می کنند که شما نیاز به فاز مجزایی برای آن پیدا می کنید و هزینه زیادی برای هر خطا می پردازید، تازه تضمینی وجود ندارد که همه خطا ها را پیدا کرده باشید و روز تحویل به مشتری، جلوی چشم وی، آنقدر سیستم خطا می دهد که شما آب می شوید و زمین می روید.

12-آن که خربزه می خورد پای لرزش می نشیند: شما مسؤول نحوه استفاده مشتری از میوه نیستید، مهم نیست برایتان که در عزا بخورند یا در عروسی، مهم نیست که به طرف نمی سازد یا می سازد. اما در نرم افزار، کافی است از نرم افزار شما سوء استفاده شود، نمی دانم چرا یقه شما را می گیرند که چرا از طریق نرم افزار شما به ما آسیب وارد شد، چرا هک شد، چرا ....؟

13-دوره بازپرداخت سریع: در میوه فروشی به محض فروش میوه پولتان را می گیرید، اما در نرم افزار تازه پروژه را که تحویل دادید و صورتجلسه کردید، باید بدوید به دنبال پولتان، آنقدر این پول دادن دیر و تکه تکه می شود که به نوش داروی پس از مرگ سهراب می ماند، به شکلی که بعضی وقت ها بی خیال پولتان می شوید.

14- تنوع مشتری: شما در یک شرکت نرم افزاری با طیف خاصی از مشتری سروکار دارید، یا دولتی یا خصوصی یا آموزشی یا ... اما در میوه فروشی شما قیدی برای مشتری ندارید، زن و مرد، کوچک و بزرگ، دارا و ندار، پیر و جوان، شهری و روستایی ،... همه به نوعی مشتری شما هستند، آنهم مشتری دائمی که از همه چیز می گذرد الا از خوردن!

15- کپی رایت: در میوه فروشی نمی توانید یک میوه را بخرید و تکثیر کنید، در نرم افزار می توانید، خوب هم می توانید. اگر تولید کننده ناراحت هم شد مهم نیست، چون یا قانون کافی نداریم و یا آنقدر این قضیه پیچیده است که شما بی خیال می شوید.
نوشته شده توسط Navid در 9:47 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم آذر 1386

خودشناسی

به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را بخوانید:

۱ ) دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟
آبی تیره، شفاف، سبز، گل آلود

۲ ) کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث

۳ ) فرض کنید در راهرویی راه می روید. دو در می بینید، یکی در ۵ قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو و هر دو در نیز باز هستند. کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است، آیا آن را برمی دارید؟
بله، خیر

۴ ) این رنگ ها را به ترتیب اولویتی که برایتان دارند، بگویید.
قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید

۵ ) دوست دارید در کدام قسمت کوه باشید؟

۶ ) در ذنتان اسب چه رنگی است؟
قهوه ای سیاه یا سفید

۷) طوفانی در راه است، کدامیک را انتخاب می کنید؟
یک اسب یا یک خانه

پاسخ ها

۱ ) آبی تیره: شخصیت پیچیده.
سبز: آسان گیر و بی خیال.
شفاف: به سادگی قابل درک.
گل آلود: آشفته و سردرگم.

۲ ) دایره: سعی می کنید طوری رفتار کنید که خوشایند همه باشد.
مربع: خودرای و خود محور.
مثلث: یک دنده و لجباز. (اندازه اشکال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد)

۳ ) بله: شما آدم فرصت طلبی هستید.
خیر: آدم فرصت طلبی نیستید.

۴ ) این سئوال، اولویت های شما در زندگی را مشخص می کند.
آبی: دوستان و روابط.
سبز: شغل و حرفه.
قرمز: شهوت و دلبستگی.
سیاه: مرگ، سفید: ازدواج.

۵ ) میزان ارتفاعی که انتخاب می کنید رابطه مستقیم با میزان جاه طلبی شما دارد.

۶ ) قهوه ای: فروتن و خاکی.
سیاه: غیرقابل پیش بینی و سرکش و هیجان انگیز.
سفید: برتر و مغرور و تاثیرگذار.

۷ ) این سئوال، الویت های شما به هنگام مشکلات را تعیین می کند.
اسب: همسر، خانه: فرزندان.

-----------------------------------------------------------------
روزنامه ابتکار
نوشته شده توسط Navid در 15:34 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم آذر 1386

دنیای شیرین دلفینها

دنیای شیرین دلفینها


خانواده دلفین با ۱۷ جنس و۳۵ گونه بزرگترین خانواده زیر راسته نهنگهای دندان دار محسوب می شود.اعضای این خانواده در تمام آبهای آزاد جهان و همچنین بعضی رودخانه های در امتداد آب شیرین انتشار دارند. این خانواده از دوره آئوسن ظاهر شده اند. پوست بدن دلفینها معمولاً صاف و برهنه است.ممكن است در سر و تنه تعدادی از آنها مو وجود داشته باشد.از گوشهای خارجی فقط سوراخ كوچكی نمایان است و سوراخ بینی كه یك یا دو عدد می باشند در بالا و عقب سر قرار گرفته اند تا عمل تنفس در سطح آب را سهولت بخشند. این سوراخها به وسیله پرده ای خود به خود بسته می شوند. تعداد دندانها زیاد و در بعضی گونه ها به ۲۶۰ عدد می رسد و عمدتا از ماهیها وسرپایان و حتی دلفینهای كوچكتر تغذیه می كنند. طول آنها از ۲/۱ تا ۹/۳ متر و وزنشان از ۲۳ تا ۱۳۶ كیلوگرم متفاوت گزارش شده است.
بدن آنها مانند ماهی دوكی شكل و آیرو دینامیك است.این شكل میزان اصطكاك بدن جاندار و آب را كاهش و سرعت حركت را افزایش می دهد. یك دلفین قادر است حدود ۵/۵ متر از سطح آب بیرون بپرد كه این عمل نیاز به سرعتی در حدود ۳۸ كیلومتر بر ساعت دارد. سر دلفینها بزرگ و ناحیه گردنی كمی باریك است. دستها تبدیل به باله شنا شده و پاها از بین رفته اند.در انتهای بدن،دم پهن افقی و دو قسمتی وجود دارد.
عضو اصلی حركت این آبزی باله دمی است و باله های پارویی شكل جلویی حركات بدن را به طرف بالا و پایین تنظیم می كنند. جفتگیری در هنگام روز و شامل جنگ بین نرها به همراه جست و خیز و نزدیك شدن آنها به سطح آب صورت می گیرد.
در اغلب نمونه ها طول دوره بارداری بین ۹ تا ۱۲ ماه است. بین تولد اولین و دومین بچه، حداقل دو سال فاصله وجود دارد. در بیشتر موارد هنگام تولد، نوزادها از دم خارج می شوند. بلافاصله پس از قطع بند ناف، نوزاد بایستی سریعاً خود را به سطح آب برساند و اولین تنفس را انجام دهد. وقتی نوزادها در سطح آب هستند، مادرها بیشتر به آنها كمك می كنند تا پس از جدا شدن كامل آنها از زهدان مادر، مشكلی برایشان به وجود نیاید.
تا این لحظه نوزادها به وسیله مشیمیه مادر گرم نگاه داشته می شوند و از این به بعد در محیط اقیانوس قرار گرفته و تنظیم درجه حرارت بدن به شكل مستقل انجام می پذیرد.
نوك پستان درهنگام شیر دادن به وسیله فشار عضلات مخصوصی بیرون می زند. موقعی كه بچه مشغول خوردن شیر می شود مادر با فشارهای مخصوصی كه به مخزن شیر وارد می كند، شیر را به سرعت به داخل دهان بچه هدایت می نماید.دلفینها بچه های خود را ۶ ماه تا یك سال و بعضاً ۱۸ ماه شیر می دهند جالب توجه این كه ارزش كالریك شیر دلفین ۱۰ برابر بیشتر از شیر گاو است.
دلفینها به یكدیگر بسیار كمك می كنند.وقتی تولدی صورت می گیرد، دلفینهای ماده نوزاد را از حمله كوسه ها محافظت می كنند.
بعدها وقتی مادر به جستجوی غذا می رود دلفینی دیگر از نوزاد نگهداری نموده و به شكل یك حصار دفاعی شنا می كنند تا بچه دلفینها با آرامش خیال درون حصار بازی كنند.
این حیوانات حتی سعی می كنند یك بچه دلفین را كه در تور ماهیگیری به دام افتاده است، نجات دهند، ولی معمولاً ناكام می مانند.
آنها همچنین برای تهیه غذا همكاری نموده و در حالی كه به دور یك دسته ماهی حلقه می زنند ، آنها را به سطح آب روانه می كنند تا سایر اعضای گروه بتوانند با فراغ خیال تغذیه كنند.دلفینها برای حفاظت خودشان در زیر پوست دارای یك لایه چربی هستند. ضخامت این لایه در برخی از گونه ها تا ۵۰ سانتیمتر هم می رسد.
دلفینها از قدرت تولید امواج صوتی بهره مند هستند.طیف فركانس این امواج بین ۵ تا ۱۵۰ كیلوهرتز است. مساله شگفت آور این كه دلفینها توانایی شنیدن اصوات تا فركانس ۸۰ كیلو هرتز را دارند كه این حد، چهار برابر حد شنوایی انسان است. بخشی از این اصوات توسط حفره تنفسی كه در بالای سر جانور قرار دارد تولید گردیده ، اما اغلب آنها از ناحیه حلقوم جانور كه در زیر حفره دم واقع شده است، به وجود می آیند.
ماهیچه های ظریفی كه در اطراف حفره دم قرار گرفته اند ، امكان كنترل صحیح اصوات عبوری از میان آنها را به دلفین می دهند. این حیوانات از بسیاری جهات هنوز سازگاری نیافته و به عبارتی ویژگیهای اولیه خود را حفظ كرده اند. برای مثال میزان شنوایی در آنها بسیار عالی است كه فقدان یا ضعف سیستم بویایی را در حیوان جبران می نماید و همچنین برای جبران مشكل بینایی در آب به كار می رود.
در این حیوانات تحمل بالا نسبت به فشار گاز دی اكسید كربن، توانایی شنای طولانی در زیر آب را فراهم می سازد و اصولاً در زمینه قابلیت تنفس از اكسیژن هوا دو تا سه برابر پستانداران خشكی زی از خود توانایی نشان می دهند. قفسه سینه در این جانوران قابلیت ارتجاع داشته و امكان تنفسهای عمیق را فراهم می سازد.
بیشتر دلفینها دارای رنگهای اختصاصی بوده و فرمهای بدنی خاصی دارند. این ویژگی در گونه های مختلف متفاوت است. جنسیت، سن، شرایط جغرافیایی و زیستگاهی از عوامل دخیل در این تنوع است. حتی در حیوانات مشابه از نظر سن، جنس و جمعیت ممكن است عدم شباهت مشاهده گردد.
در بسیاری از دلفینها رنگ بدن ، پس از مرگ در كمتر از یك ساعت تغییر كرده و معمولاً این تغییر به صورت سیاه یا تیره شدن رنگ بدن است.
دلفینها بسیار باهوش و بازیگوش هستند.در اكثر باغ وحشها و بعضی از سیركها دلفین را به منظور انجام نمایشات مختلف تربیت می كنند.
گوشت و چربی آنها نیز دارای ارزش تجاری است.هم اكنون در ارتش آمریكا و یك آكواریوم بزرگ در فلوریدای آمریكا به كار پرورش دلفین در حد نسبتاً بالایی مشغول هستند كه از آنها در عملیات جنگی و غیره استفاده می شود .

منبع : صدق پارسا - روزنامه قدس
نوشته شده توسط Navid در 15:25 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم آذر 1386

چند نکته جالب راجع به حیوانات :

- هر چه از استوا به سمت قطب پيش ميرويم اندازه موجودات بزرگتر ميشود مثل پنگوئن ها، روباه - وال.

- گاو نر کور رنگ است و فقط نسبت به حرکات شنلي که گاو باز در مقابل چشمانش تکان ميدهد به خشم ميايد و ديگر فرقي نميکند که شنل به چه رنگي باشد.

- وزن کل موريانه هاي جهان ده برابر وزن کل انسانها است.

- ادرار موش در زير اشعه ماورا بنفش ميدرخشد و همين امر باعث ميشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.

- کانگروها قادر نيستند بسوي عقب راه بروند.

- مارها و ببرهاي استراليايي که چشمهايشان توسط پرندگان کور شده اند به راحتي ميتوانند به زندگي خود ادامه دهند

- يکي از سمي ترين حيوانات دنيا نوعي عروس دريائي است که سم آن در کمتر از دو دقيقه قرباني خود را ميکشد.

- فقط سي درصد از مارهاي دنيا سمي هستند.

- عقربها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيري به آنها ندارد و جالب تر اينکه عقربها دو دشمن دارند يکي از آنها يک نوع سار است و ديگري مگس.

- مار «آناکوندا» تنها نمونه افعي است که بچه مي زايد.

- ملکه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود مي باشد.

- زمان بارداري فيل به ۲ سال مي رسد.

- نوعي ماهي وجود دارد که با کمک باله هايش به سطح آب مي آيد و يک و نيم دقيقه در هوا پرواز مي کند و به شکار طعمه خود مي پردازد.

- اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش دندان دارد.

- حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند.

- از بزاق يک نوع خفاش خون آشام دارويی ساخته اند که جلوي سکته مغزي را ميگيرد.

- در صورت نبودن غذا تمساح قوي همنوع ضعيفتر از خود را مي خورد.

- كوچكترين سگ جهان ، داركيده پيترزبورگ با ۶۰۰ گرم وزن مي باشد.

- پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پگوئن ماده چيزي نمي خورد و چهل درصد وزن خود را از دست دهد.

- قلب گنجشك ۱۰۰ بار در دقيقه مي زند ، درضمن ميدانستي که گنجشکها روي زمين راه نمي روند بلكه مي پرند.

- مار ميتواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند.

- بزرگترين مار جهان ، ۸ متر طول و ۱۲۵ كيلوگرم وزن دارد.

- قدرت بينايي جغد هشتاد و دو برابر انسان است.

- دلفينها و فيلها فقط ۲ ساعت در شبانه روز مي خوابند.

- حداكثر سرعت لاك پشت هاي غول پيكر چهار و نيم متر در دقيقه است كه خرگوش اين فاصله را در كمتر از نيم ثانيه مي پيمايد.

- بزرگترين جانور بي مهره ماهي مركب غول پيكر است بلنديش ممكن است تا حدود ۱۵ متر برسد.

- شمپانزه، اورانگوتان، گوريل، ميمون، سگ، گربه، راكون، خوك، فيل و اسب ۱۰ تا از باهوشترين حيوانات هستند.

- وزن مغز گوريل ۶۰۰ گرم است و مغز فيل يك هزارم وزن بدن اوست.

- سگها دنيا را بيرنگ و مات مي بينند آنها نزديك بين بوده و تنها سايه هاي خاكستري رنگ را تشخيص مي دهند.

- ماهي قزل آلا يكي از بهترين و معروفترين ماهي هاي پرورشي آبهاي شيرين است و نوع رنگين كمان آن نخستين بار از آمريكا به نقاط ديگر برده شده است.

- فيل از گوشهايش بعنوان تهويه هوا نيز استفاده ميکند فيل دماي بدنش را توسط گوشهايش متعادل نگه ميدارد ، چون سطح بزرگي دارد که حيوان ميتواند از طريق آن گرماي بدنش را کاهش دهد.

- ضربان قلب مرغ مگس خوار ۱۰۰۰ مرتبه در دقيقه است.

- حيواناتي چون سگ و گربه تنها از طريق نفس زدن تند ، تند به دفع گرماي بدن خود مي پردازند و بدين علت است که سگ در هواي گرم دهان خود را باز کرده و له له مي زند ، تا بدينگونه از حرارات و گرماي بدن خود بکاهد.

- بعضي از پرندگان چنان درجه حرارت بدنشان بالاست که مجبورند براي حفظ اين گرما ، غذاي زيادي بخورند بطوريکه اگر شما بخواهيد باندازه اين نوع پرندگان غذا بخوريد بايد در هر وعده غذا حداقل ده کيلو غذا بخوريد.

منبع : سایت دانشجویان
نوشته شده توسط Navid در 15:20 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم آذر 1386

آیا میدانید

1) دارچین بسیار کشنده است اگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود.

2) هر انسانی در طول زندگی‌اش به طور میانگین 8 عنکبوت را در حال خواب می‌خورد.

3) قلب انسان می‌تواند خون را 10 متر به بیرون پرتاب کند.

4) متداولترین نام در دنیا محمد است.

5) زبان قویترین ماهیچه در بدن است.

6)‌ روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر یکی است.

7) ستاره دریایی مغز ندارد.

8) زنان تقریبا 2 برابر مردان چشمک می‌زنند.

9)‌ شما نمیتوانید با حبس کردن نفستان خودکشی کنید.

10) انسان‌های راست دست به طور میانگین 9 سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند.

11) لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد.

12) درآمد مایکل جوردن از کمپانی نایک، بیش از درآمد تمام کارکنان این کمپانی در کشور مالزی است.

13) هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی‌شود.

14) مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می‌افتند.

15) فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از 116 سال عمر می‌کند.

16) گربه ماهی بیش از 27000 عضو چشایی دارد.

17) صندلی الکتریکی را یک دندانپزشک اختراع کرد.

نوشته شده توسط Navid در 22:16 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هفتم مهر 1386

چرا خیلی ها فراموش کردن که ما سال 60 چه حال و هوایی داشتیم؟
چرا خیلی ها فراموش کردن که مملکت ما داشت نابود میشد؟
چرا به خیلی ها نمیگن که تا همین چند سال پیش توی جلسات و مذاکرات بین المللی اصلاً به نمایندگان ایران کوچکترین احترامی نمیذاشتند؟
چرا به خیلی ها نمیگن که اگه احتمال میدادند که میتونن ایران رو نابود کنند شکی نمیکنند که به ایران حمله نظامی کنند؟
چرا خیلی ها الکی با احمدی نژاد بدن؟ چرا اونا نمیفهمند که ما خیلی اوضاع کشورمون از 4 سال پیش بهتر شده؟
الله اعلم....
نوشته شده توسط Navid در 16:2 |  لینک ثابت   • 

جمعه پنجم مرداد 1386

قندان هم اتاقی مسعود

خانم حميدي براي ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با يک هم اتاقي دختر بنام Vikki زندگي ميکند. کاري از دست خانم حميدي بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود.

 او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث کنجکاوي بيشتر او مي شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت : " من ميدانم که شما چه فکري مي کنيد ، اما من به شما اطمينان مي دهم که من و Vikki فقط هم اتاقي هستيم . "
حدود يک هفته بعد ، Vikki پيش مسعود آمد و گفت : " از وقتي که مادرت از اينجا رفته ، قندان نقره اي من گم شده ، تو فکر نمي کني که او قندان را برداشته باشد ؟ " "خب، من شک دارم ، اما براي اطمينان به او ايميل خواهم زد."
او در ايميل خود نوشت : مادر عزيزم، من نمي گم که شما قندان را از خانه من برداشتيد، و در ضمن نمي گم که شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است که قندان از وقتي که شما به تهران برگشتيد گم شده . " با عشق، مسعود
روز بعد ، مسعود يک ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود : پسر عزيزم، من نمي گم تو با Vikki رابطه داري ! ، و در ضـــمن نمي گم که تو باهاش رابطه نداري . اما در هر صورت واقعيت اين است که اگر او در تختخواب خودش مي خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا کرده بود. با عشق ، مامان

فرستنده: سعيد رحمتي
نوشته شده توسط Navid در 10:37 |  لینک ثابت   • 

جمعه پنجم مرداد 1386

یک داستان جالب و واقعی

وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم . هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده.ا

 قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم .

 بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجیب در این جعبه جادویی زندگی می کند که همه چیز را می داند . اسم این موجود اطلاعات لطفآ بود ، و به همه سوالها پاسخ می داد.

 ساعت درست را می دانست و شماره تلفن هر کسی را به سرعت پیدا میکرد .

 بار اولی که با این موجود عجیب رابطه بر قرار کردم روزی بود که مادرم به دیدن همسایه مان رفته بود . رفته بودم در زیر زمین و با وسایل نجاری پدرم بازی میکردم که با چکش کوبیدم روی انگشتم.

 دستم خیلی درد گرفته بود ولی انگار گریه کردن فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که دلداریم بدهد .

 انگشتم را کرده بودم در دهانم و همین طور که میمکیدمش دور خانه راه می رفتم . تا اینکه به راه پله رسیدم و چشمم به تلفن افتاد ! فوری رفتم و یک چهار پایه آوردم و رفتم رویش ایستادم .

 تلفن را برداشتم و در دهنی تلفن که روی جعبه بالای سرم بود گفتم اطلاعات لطفآ .

 صدای وصل شدن آمد و بعد صدایی واضح و آرام در گوشم گفت : اطلاعات .

 انگشتم درد گرفته .... حالا یکی بود که حرف هایم را بشنود ، اشکهایک سرازیر شد .

 پرسید مامانت خانه نیست ؟

 گفتم که هیچکس خانه نیست .

 پرسید خونریزی داری ؟

 جواب دادم : نه ، با چکش کوبیدم روی انگشتم و حالا خیلی درد دارم .

 پرسید : دستت به جا یخی میرسد ؟

 گفتم که می توانم درش را باز کنم .

 صدا گفت : برو یک تکه یخ بردار و روی انگشتت نگه دار .

 یک روز دیگر به اطلاعات لطفآ زنگ زدم .

 صدایی که دیگر برایم غریبه نبود گفت : اطلاعات .

 پرسیدم تعمیر را چطور می نویسند ؟ و او جوابم را داد .

 بعد از آن برای همه سوالهایم با اطلاعات لطفآ تماس میگرفتم .

 سوالهای جغرافی ام را از او می پرسیدم و او بود که به من گفت آمازون کجاست . سوالهای ریاضی و علومم را بلد بود جواب بدهد . او به من گفت که باید به قناریم که تازه از پارک گرفته بودم دانه بدهم .

 روزی که قناری ام مرد با اطلاعات لطفآ تماس گرفتم و داستان غم انگیزش را برایش تعریف کردم . او در سکوت به من گوش کرد و بعد حرفهایی را زد که عمومآ بزرگترها برای دلداری از بچه ها می گویند . ولی من راضی نشدم .

 پرسیدم : چرا پرنده های زیبا که خیلی هم قشنگ آواز می خوانند و خانه ها را پر از شادی میکنند عاقبتشان اینست که به یک مشت پر در گوشه قفس تبدیل میشوند ؟

 فکر میکنم عمق درد و احساس مرا فهمید ، چون که گفت : عزیزم ، همیشه به خاطر داشته باش که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند و من حس کردم که حالم بهتر شد .

 وقتی که نه ساله شدم از آن شهر کوچک رفتیم . دلم خیلی برای دوستم تنگ شد . اطلاعات لطفآ متعلق به آن جعبه چوبی قدیمی بر روی دیوار بود و من حتی به فکرم هم نمیرسید که تلفن زیبای خانه جدیدمان را امتحان کنم .

 وقتی بزرگتر و بزرگتر می شدم ، خاطرات بچگیم را همیشه دوره میکردم . در لحظاتی از عمرم که با شک و دودلی و هراس درگیر می شدم ، یادم می آمد که در بچگی چقدر احساس امنیت می کردم .

 احساس می کردم که اطلاعات لطفآ چقدر مهربان و صبور بود که وقت و نیرویش را صرف یک پسر بچه میکرد .

***

 سالها بعد وقتی شهرم را برای رفتن به دانشگاه ترک میکردم ، هواپیمایمان در وسط راه جایی نزدیک به شهر سابق من توقف کرد . ناخوداگاه تلفن را برداشتم و به شهر کوچکم زنگ زدم : اطلاعات لطفآ !

 صدای واضح و آرامی که به خوبی میشناختمش ، پاسخ داد اطلاعات .

 ناخوداگاه گفتم می شود بگویید تعمیر را چگونه می نویسند ؟

 سکوتی طولانی حاکم شد و بعد صدای آرامش را شنیدم که می گفت : فکر می کنم تا حالا انگشتت خوب شده .

خندیدم و گفتم : پس خودت هستی ، می دانی آن روزها چقدر برایم مهم بودی ؟

 گفت : تو هم میدانی تماسهایت چقدر برایم مهم بود ؟ هیچوقت بچه ای نداشتم و همیشه منتظر تماسهایت بودم .
 به او گفتم که در این مدت چقدر به فکرش بودم . پرسیدم آیا می توانم هر بار که به اینجا می آیم با او تماس بگیرم .

 گفت : لطفآ این کار را بکن ، بگو می خواهم با ماری صحبت کنم .

***

 سه ماه بعد من دوباره به آن شهر رفتم .

 یک صدای نا آشنا پاسخ داد : اطلاعات .

 گفتم که می خواهم با ماری صحبت کنم .

 پرسید : دوستش هستید ؟

 گفتم : بله یک دوست بسیار قدیمی .

 گفت : متاسفم ، ماری مدتی نیمه وقت کار می کرد چون سخت بیمار بود و متاسفانه یک ماه پیش درگذشت .

قبل از اینکه بتوانم حرفی بزنم گفت : صبر کنید ، ماری برای شما پیغامی گذاشته ، یادداشتش کرد که اگر شما زنگ زدید برایتان بخوانم ، بگذارید بخوانمش .

صدای خش خش کاغذی آمد و بعد صدای نا آشنا خواند : به او بگو که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند ... خودش منظورم را می فهمد .

منبع:http://mjpt1.blogfa.com/post-59.aspx

 

نوشته شده توسط Navid در 10:30 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم بهمن 1385

چاله میدان کجاست؟

اهمیت و آبادانی و رونق تهران از زمان دوران صفوی آغاز گردید. چون نیای بزرگ صفویان بنام سید حمزه در شهر ری مدفون بوده و هم به جهت وجود باغهای وسیع و آب گوارا و چنارهای بلند و زیبا، شاهان صفوی هر چند یک بار بدانجا روی می‌‌آوردند و بدین ترتیب تهران مورد توجه پادشاهان صفوی بویژه شاه تهماسب یکم واقع گردید و وی دستور ساختمان بارویی به دور شهر را داد که دارای چهار دروازه و ۱۱۴ برج به تعداد سوره‌های قرآن بود و برای بنای حصار شهر از دو منطقه داخل شهر خاکبرداری انجام شد که بعدها این دو منطقه به چاله حصار و چاله میدان معروف شدند. حدود تقریبی نخستین حصار شهر تهران از جنوب به خیابان مولوی و حاج ابوالفتح، از سوی شرق به خیابان ری، از غرب به خیابان شاهپور (وحدت اسلامی) و از شمال به امیرکبیر و سپه (امام خمینی) محدود می‌‌شد و محوطه ارگ تهران در میانه شمالی شهر قرار داشت و خندقی نیز به دور حصار کشیده شده بود و محله‌های عمده درون حصار شامل بازار، عودلاجان، سنگلج، ارگ، چاله‌میدان و چاله‌حصار می‌‌شده است. محدوده درون حصار حدود ۴ کیلومتر مربع بوده و درازی باروی دور آن در کتابهای معتبر حدود ۶ هزار گام نگاشته شده است و فضای بیرون از حصار شامل باغها و کشتزارهای پهناوری بوده که امروزه همگی به محدوده‌های شهری تهران مبدل گردیده اند. پس از استقرار خاندان صفوی در قزوین و سپس در اصفهان، تهران از رشد و گسترش بازمانده و بی توجهی شاه عباس اول به تهران نیز خود به این مسئله افزود زیرا که وی در سال ۹۹۸ که رهسپار جنگ با عبدالمومن خان ازبک شد در تهران به سختی بیمار گردید و ناگزیر از سرکوبی به موقع ازبکان بازماند و در نتیجه ازبکها مشهد را گرفتند بدان جهت خاطره تلخی از تهران به دل گرفت و نسبت به پیشرفت و رشد آن بی توجه ماند.
در روزگار واپسین پادشاهان صفوی برخی اوقات تهران مقر موقتی دربار گردید و حتی شاه سلیمان در آنجا کاخی بنا نهاد و در زمان سلطان حسین صفوی که هم‌زمان با حمله افاغنه در تهران بسر می‌‌برده برابر یورش افغانها به سختی ایستادگی نموده و تلفات سنگینی را به نیروهای اشرف افغان وارد ساخت اما سرانجام تهران سقوط نمود و افغانها نیز به جهت گرفتن انتقام شهر را ویران کردند و بعدها پس از راندن افغانها، شاه تهماسب دوم به تهران بازگشت و در زمان نادرشاه افشار تهران ازنو نام و نشانی یافت و وی فرمان داد که انجمنی از همه دین شناسان شیعه و سنی در آنجا تشکیل شود و آنان اختلافات دیرینه خویش را کنار گذارند و موجبات یکپارچگی اسلام را فراهم آورند



گذر امام زاده یحی


http://www.iranjoa.com/iranjoa27/chalehmeydan/photo/01.jpg
امام زاده یحی
http://www.iranjoa.com/iranjoa27/chalehmeydan/photo/04.jpg


سر در چاله میدون

http://www.iranjoa.com/iranjoa27/chalehmeydan/photo/10.jpg

سر در اصلی

http://www.iranjoa.com/iranjoa27/chalehmeydan/photo/21.jpg

خانه مردان در چاله میدون


http://www.iranjoa.com/iranjoa27/chalehmeydan/photo/21.jpg

خانه زنان در چاله میدون

http://www.iranjoa.com/iranjoa27/chalehmeydan/photo/23.jpg
نوشته شده توسط Navid در 13:26 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385

چند تا اس ام اس

 يکی به پسرش می گه می خواهم برايت زن بگيرم. پسر می گه نه حالا باشه... میگه: دختر بيل گيتسه ! نمی خواهی؟ پسر لبخند میزنه و میگه: باشه! بعد ميره پيش بيل گيتس و می گه:دخترتو عروس نمی کنی؟ می گه نه! میگه: پسر من معاون رييس جمهوره ها ! بيل گيتس لبخند می زنه و میگه:باشه! بعد ميره پيش رييس جمهور ميگه: معاون نمی خوای ! میگه نه ! ميگه: اگه داماد بيل گيتس باشه چطور ! رييس جمهور لبخند می زنه و میگه: باشه!

غضنفر ميخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو ميکرده ترکه ميگه خفه شو اول مو بعد تو!

يه خانمی 13قلو حامله بوده. 9ماه ميشه ولي بچه هاش به دنيا نميان ميره دكتر و با نگراني ميگه اقاي دكتر چرا من بچه هام به دنيا نميان؟ دکتر سونوگرافي مي كنه توي مانيتور مي بينه كه از 13 تا بچه 12 تا دخترهستند و1نفر آنها پسر. و پسره دستش رو گذاشته رو شكم مامان و مي گه جون داداش اگه بزارم كسي لخت از اينجا بره بيرون!

دعاي ورود به تونل رسالت: نحمدك الله بنعمت افتتاح هذه التونل و نشهد ان هذا الافتتاح بعد من تسعه سنين، هو معجزة وقع بيد الابيضاء عبدك الكار درست المحمد الباقر القاليباف (دامة‌قاليه) من البلد المشهد المقدس. اللهم نريد ان لا ريز سقفه اقلا بعد ثلاثه سنين و نميل ان لا نقف في اوله و وسطه و آخره. اللهم اغفر ذنوبنا و ذنوب طراح هذه التونل. و بحق هذه، اللهم عجل في الاتمام البرج الميلاد فهو كما مثل الميخ في عين شهرنا و مثل السيخ في حلق!

خبرنگار از برانکو مي پرسه: آقاي برانکو تاکتيکتون چي بود که تو جام جهاني اينقدر خوش درخشيد؟...... تاکتيکمون؟!!.... حميييييد

غضنفر با صورت باند پيچيده مياد تو خيابون. رفيقش ميگه چرا اينقدر به صورتت باند پيچيدي؟ غضنفر ميگه داشتم اتو مي كردم تلفن زنگ زد بجاي گوشي تلفن اتو رو گزاشتم دم گوشم. رفيقش ميگه پس اونور صورتت چي شده؟ غضنفر ميگه تا اتو رو گذاشتم زمين تلفن دو باره زنگ زد!

دختره به دوست پسرش ميگه تو بعد از ازدواج هم منو اينقدر دوست خواهي داشت؟؟؟ پسره ميگه: اگه شوهرت گير نباشه آره!

غضنفر جلوي دبيرستان دخترانه ميافته تو جوب! واسه اينکه ضايع نشه ميگه: هر کي منو در آورد مال خودش!

وقتي که بچه بودم هر شب دعا ميکردم که خدا يک دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم که اينطوري فايده ندارد. پس يک دوچرخه دزديدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد!
جوک بعدی:
تهرانیه میره خواستگاری پدر دختره میپرسه خونه داری؟ میگه نه.ماشین داری؟ میگه نه. کار داری؟ نه.پدر دختر شاکی می شه می گه پس چی داری؟ تهرونیه می گه: پشت مو رو داشته باش!

غضنفر کارخونه امامه سازی می زنه درشو می بندن می رن تحقیق می کنن می گن تو که کارت خوب بوده چرا بستن کارخونتو؟ می بینن رو امامه ها مارک نایک می زده!

غضنفر شهردار مي شه، صبح زود براي افتتاح پروژه ساختماني مي ره عصر مي شه...شب مي شه...ولي خبري ازش نمي شه. نصفه شب خاک آلود و خسته مي ره خونه. زنش مي پرسه: کجا بودي تا اين وقت شب؟ غضنفر مي گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم تشويقم کردن، منم يواش يواش بدنم گرم شد و زير زمينش رو کندم!!!

غضنفر نشسته بوده سر جلسه كنكور. خلاصه سؤالها رو پخش مي كنند و غضنفر هم اول يك پنج دقيقه‌اي مبهوت به سؤالا خيره مي شه، بعد يك پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن. بعد 40-50 دقيقه ممتحن ميبينه غضنفر خيس عرق شده، هي داره يك سكه رو ميندازه بالا، زير لب فحش ميده. ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟ غضنفر ميگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك مي كنم!
جوک جدید:
غضنفر داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد یکی دیگه رد می شه میگه عجب خر باهوشی، غضنفر میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم!

 

 
آن کس که ميگريد يک درد دارد و آن کس که مي خندد هزار و يک درد

اگه يه روز بهت گفتند 1000 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 100 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 10 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 1 نفر دوستت داره،بدون اون يه نفر منم. اگه يه روز بهت گفتند كسي دوستت نداره،بدون من مردم!!!

انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نميزند كه خيال ميكند ديگران را فريب داده است

عشق نمی پرسه اهل کجايی، فقط ميگه تو قلب من زندگی می کنی. عشق نمی پرسه چرا دور هستی فقط ميگه هميشه با من هستی. عشق نمی پرسه که دوستم داری فقط ميگه: دوستت دارم

ترس از رنج از خود رنج بدتر است......... پائولو کوئيلو

به بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي كاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاك بازان

افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

آبي تر از آنيم که بي رنگ بميريم ازشيشه نبوديم که با سنگ بميريم تقصير کسي نيست که اينگونه غريبيم شايد که خدا خواستکه دلتنگ بميريم

هميشه براي کسی بخند که ميدونی به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسی گريه کن که ميدونی وقتی غصه داری و اشک ميريزی برات اشک مي ريزه... براي کسی غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره!

زندگي را دوست دارم به شرط آن که: (ز)آن زندان نباشد (ن)آن ندامت نباشد (د)آن در ماندگي نباشد (گ) آن گورستان نباشد (ي)آن ياس نباش

ميدونی چرا وقتی تو چشم‌هاي کسی نگاه ميکنی بيشتر دوستش داری؟ چون خودت رو توش ميبينی!!

دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد، تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است. زندگي يعني اين.... دکتر شريعتي

دوست آن نيست که هر لحظه کنارت باشد. دوست آن است که هر لحظه به يادت باشد. دوست واقعي کسي است که دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند

لحظات شادي خدا رو ستايش كن لحظات سختي خدا رو جستجو كن لحظات آرامش خدا رو مناجات كن لحظات دردآور به خدا اعتماد كن و در تمام لحظات خدا رو شكر كن

روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم؟ حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد. دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت. از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است، اما دروغ درلبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

معلم گفت: عشق چند بخشه؟ يه بار دستم رو از بالا تا پايين آوردم و با خوشحالي گفتم: يك بخش! ولي وقتي تو رو شناختم فهميدم عشق سه بخشه: 1- عطش ديدن تو 2- شوق با تو بودن 3- اندوه بي تو بودن

نوشته شده توسط Navid در 13:18 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385

راه بهشت

مردي با اسب و سگش در جاده‌اي راه مي‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمي، صاعقه‌اي فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهي مدت‌ها طول مي‌كشد تا مرده‌ها به شرايط جديد خودشان پي ببرند.
پياده‌روي درازي بود، تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق مي‌ريختند و به شدت تشنه بودند. در يك پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني با سنگفرش طلا باز مي‌شد و در وسط آن چشمه‌اي بود كه آب زلالي از آن جاري بود. رهگذر رو به مرد دروازه‌بان كرد: «روز به خير، اينجا كجاست كه اينقدر قشنگ است؟»
دروازه‌بان: «روز به خير، اينجا بهشت است.»
- «چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنه‌ايم.»
دروازه‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: «مي‌توانيد وارد شويد و هر چه قدر دلتان مي‌خواهد بوشيد.»
- اسب و سگم هم تشنه‌اند.
نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حيوانات به بهشت ممنوع است.
مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌اي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازه‌اي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با درختاني در دو طرفش باز مي‌شد. مردي در زير سايه درخت‌ها دراز كشيده بود و صورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود.
مسافر گفت: روز به خير
مرد با سرش جواب داد.
- ما خيلي تشنه‌ايم.، من، اسبم و سگم.
مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگ‌ها چشمه‌اي است. هرقدر كه مي‌خواهيد بنوشيد.
مرد، اسب و سگ، به كنار چشمه رفتند و تشنگي‌شان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، مي‌توانيد برگرديد.
مسافر پرسيد: فقط مي‌خواهم بدانم نام اينجا چيست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نيست، دوزخ است.
مسافر حيران ماند: بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نكنند! اين اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي مي‌شود!
- كاملأ برعكس؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما مي‌كنند. چون تمام آنهايي كه حاضرند بهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا مي‌مانند..
 
نوشته شده توسط Navid در 12:19 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم مرداد 1385

اين داستان در سال 1356 نوشته شده است!

مرد از زن كه به شدت احساس زيبايي مي‌كرد، پرسيد:
ـ ببخشيد، شما «شارون استون» نيستين؟
زن با عشوه گفت: نه ... ولي.
و پيش از آن‌كه ادامه بدهد، مرد گفت: بله، فكر مي‌كردم. چون... زن حرفش را بريد، ولي همه مي‌گن خيلي شبيهشم. اينطور نيست؟

مرد قاطع گفت: نه، همه اشتباه مي‌‌كنن. به خاطر اين‌كه «شارون استون»، زن خوشگليه، ولي شما متأسفانه اصلا خوشگل نيستين. به همين دليل، من فكر كردم شما نبايد «شارون استون» باشين.
زن تازه فهميد كه رو دست خورده، با عصبانيت فرياد كشيد: بي‌شرف! مگه خودت خواهر و مادر نداري؟
مرد آرام گفت: چرا. ولي اونها هيچ‌كدوم فكر نمي‌كنن كه شبيه «شارون استون» هستن.

زن همچنان معترض گفت: خب، كه چي؟
مرد گفت: چون شما فكر مي‌كردين كه شبيه «شارون استون» هستين، خواستم از اشتباه درتون بيارم.
زن دوباره عصبي شد: برو ننه‌تو از اشتباه درآر.

مرد همچنان با خونسردي توضيح داد: عرض كردم كه، والده من يه همچي تصوري راجع به خودش نداره، ولي چون شما يه همچي تصوري دارين...
زن فرياد كشيد: اصلا به تو چه كه من چه تصوري دارم.
و كيفش را براي هجوم به مرد بلند كرد.

مرد خود را عقب كشيد و خواست كه به راهش ادامه دهد.
اما زن، دست‌بردار نبود و سه، چهار نفري هم كه از سر كنجكاوي جمع شده بودند، ترجيح مي‌دادند دعوا ادامه پيدا كند.
يك نفر به مرد گفت: كجا؟ صبر كنين تا تكليف معلوم بشه.

ديگري گفت: از شما بعيده آقا! آدم به اين باشخصيتي! [و به كت و شلوار مرتب مرد اشاره كرد].
و سومي گفت: اين خانم جاي دختر شماست. قباحت داره ولله.
زن بر سر مرد كه از او فاصله مي‌گرفت، فرياد كشيد: هرچي از دهنت دربياد، مي‌گي و بعد هم مثل گاو سرتو مي‌اندازي پايين مي‌ري؟

يك نفر پرسيد: چي شده خانوم؟ مزاحمتون شده؟
زن همچنان كه به دنبال مرد مي‌دويد و سه، چهار نفر ديگر را هم به دنبال خود مي‌كشيد، گفت: از مزاحمت هم بدتر. مرديكه كثافت.

*****

در كلانتري پيش از آن‌كه افسر نگهبان پرسشي بكند، زن گفت: جناب سروان! من از دست اين آقا شاكي‌ام. به من اهانت كرده.
افسر نگهبان سرش را به سمت مرد كه موهاي جوگندمي‌اش را مرتب مي‌كرد، چرخاند و گفت: درسته؟
مرد گفت: من فقط به ايشون گفتم كه شما شبيه «شارون استون» نيستين. اگه اين حرف اهانته، خب بله، اهانت كردم.

افسر نگهبان هاج‌وواج به زن نگاه مي‌كرد.
زن، روسري‌اش را عقب‌تر برد، آن‌قدر كه دو رشته منحني مو بتواند مثل پرانتز صورتش را در قاب بگيرد.
افسر نگهبان نتوانست نگاهش را از زن بردارد.
زن گفت: اصلا به ايشون چه مربوطه كه من شبيه كي هستم؟
افسر نگهبان به مرد گفت: اصلا به شما چه مربوطه كه ايشون شبيه كي هستن؟

مرد گفت: شما اكواين؟
افسر نگهبان گفت: اكو چيه؟
مرد گفت: منظورم آمپلي فايره كه صدا رو تكرار مي‌كنه.
افسر نگهبان گفت: جواب سؤال منو بده.

مرد گفت: آخه من دارم تو همين جامعه زندگي مي‌كنم. چطور مي‌تونم نسبت به مسائل اطراف خودم بي‌تفاوت باشم. يه پيرزني رو ديروز ديدم كه فكر مي‌كرد، سوفيا لورنه. آن‌قدر طول كشيد تا من حاليش كنم كه اينطور نيست. آخرش هم فكر كنم نشد. ديروز اتفاقا كلانتري سيزده بوديم. پيش سروان منوچهري. به خاطر همچين شكايت مشابهي.

افسر نگهبان كه همچنان شق و رق نشسته بود، فاتحانه خودكاري از جيبش درآورد و برگه‌هاي بلند پيش رويش را مرتب كرد: پس اين مزاحمت براي خانم‌ها كار هر روز شماست.
مرد گفت: نه، هر روز نه، هر وقت روبه‌رو بشم. گاهي وقت‌ها هم روزي دو بار.

البته فقط خانم‌ها نيستن. با خيلي از آقايون هم همين مشكل رو دارم. بعضي‌ها فكر مي‌كنن «مارلون براندو» هستن، بعضي‌ها فكر مي‌كنن «آرنولد» هستن. تازه فقط مسئله مشابهت با هنرپيشه‌ها نيست...
زن آينه كوچكي از كيفش درآورد و با دستمال كاغذي، خرده ريمل‌هاي زير چشمش را پاك كرد و در حالي كه آينه را در كيفش مي‌گذاشت، گفت: يه مزاحم حرفه‌اي! خوب شد كه به دام افتادي.

افسر نگهبان گفت: البته با درايت نيروي انتظامي و تعقيب و مراقبت خستگي‌ناپذير بروبچه‌ها.
زن با تعجب گفت: بله؟!
افسر نگهبان گفت: خب البته ما شما رو هم از خودمون مي‌دونيم.
زن با عشوه گفت: وا؟ چايي نخورده فاميل شديم.

افسر نگهبان زهر متلك زن را نديده گرفت و فرياد زد: آشتياني! چايي بيار.
سربازي در را باز كرد و پاهايش را به هم كوفت: چشم جناب سروان و رفت.
مرد گفت: ببين جناب سروان! من مزاحم حرفه‌اي نيستم. فراري هم نبودم كه به دام افتاده باشم. هرجا كه تذكري داده‌ام، تاوانشم پرداخته‌ام، كلانتريش هم رفتم. به هيچ‌كس هم بدهكار نيستم.
افسر نگهبان به تلخي گفت: بقيه حرفها تو دادگاه.

و كاغذي پيش روي مرد گذاشت و گفت: مشخصاتتو بنويس.
مرد سريع مشخصاتش رو نوشت و كاغذ رو برگرداند. افسر نگهبان كاغذ را به زن داد و گفت: شما هم مشخصاتتونو بنويسين.
تا آشتياني در بزند و اجازه بگيرد، پايش را بكوبد و چاي‌ها را روي ميز بگذارد، زن هم مشخصاتش را نوشت و كاغذ را به افسر نگهبان داد.

افسر نگهبان پس از مروري كوتاه به زن گفت: اين شماره تلفن منزله؟
زن گفت: بله، خونه خودمه.
افسر نگهبان گفت: اگه ممكنه شماره موبايل رو هم بدين. شايد لازم بشه [ممكن است عده‌اي اشكال بگيرند كه در سال 1356 هنوز موبايل اختراع نشده بود. اشكال وارد است. اين بخش بعدا به داستان اضافه شده است].
زن خواست كاغذ را پس بگيرد كه افسر نگهبان، كاغذ كوچكي را به او داد و گفت: روي همين هم بنويسين كفايت مي‌كنه.

مرد گفت: منم لازمه شماره موبايل بدم؟
افسر نگهبان مكثي كرد و گفت: خب بدين، اشكال نداره.
مرد گفت: آخه من موبايل ندارم.

افسر نگهبان دندانهايش را به هم ساييد: پس چرا مي‌پرسي؟
مرد گفت: مي‌خواستم ببينم اشكالي نداره من موبايل ندارم؟ آخه از قوانين بي‌اطلاعم، اينه كه...
افسر نگهبان گفت: نه، اشكالي نداره.
و به زن گفت: علت شكايت رو چي بنويسم؟

و به جاي زن، مرد جواب داد: بنويسين من به ايشون تهمت زده‌ام كه شبيه «شارون استون» نيستين.
و به زن گفت: اگه اهانت ديگه‌اي به شما كرده‌ام، بگين.
زن گفت: خب اين خودش يه جور مزاحمته ديگه.

مرد گفت: ولي شما به من گفتين: بي‌شرف، كثافت، گاو و حرف‌هاي ديگه كه حالا بعد من در شكايتم مطرح مي‌كنم.
زن جا خورد و گفت: خب من اون موقع عصباني بودم.
و به افسر نگهبان گفت: حالا بايد چه كار كرد؟
افسر نگهبان گفت: پرونده كه تكميل شد، مي‌فرستمتون دادگاه. اونجا قاضي حكم مي‌ده.

مرد پرسيد: در مورد اين‌كه ايشون به «شارون استون» شباهت داره يا نداره قضاوت مي‌كنن؟
و با خود ادامه داد: كار قاضي هم واقعا دشواره‌ ها. اگه بخواد از نزديك بررسي كنه.
افسر نگهبان گفت: نخير، در مورد اهانت و ايجاد مزاحمت شما قضاوت مي‌كنن.
و به ساعتش نگاه كرد و گفت: ضمنا حالا ديگه وقت اداري تموم شده. شما امشب اينجا مي‌مونين تا فردا صبح راهي دادگاه بشين.

مرد به زن گفت: من حالا كه بيشتر دقت مي‌كنم، مي‌بينم در قضاوتم اشتباه كرده‌ام. شما خيلي هم بي‌شباهت به «شارون استون» نيستين.
زن گفت: واقعا مي‌گين؟!

مرد گفت: واقعا. اگه اين شباهت وجود نداشت، چرا من از ميون اين همه هنرپيشه، اسم «شارون استون» رو آوردم؟!
زن گفت: خيلي‌ها بهم مي‌گن. آرزو دارم يه بار با «شارون استون» روبه‌رو بشم، ببينم خودش چي ميگه.
مرد گفت: اون هم حتما به اين شباهت اعتراف مي‌كنه.

زن به افسر نگهبان گفت: من مي‌خوام شكايتمو پس بگيرم. واقعا حوصله دادگاه و دردسر و اين حرفا رو ندارم. اين كاغذارو هم پاره كنين بريزين دور.

افسر نگهبان گفت: نمي‌شه. قانون وظيفه خودشو انجام مي‌ده.
زن با تعجب پرسيد: وقتي من از شكايتم صرف‌نظر كنم...؟
افسر نگهبان گفت: باشه. تكليف قانون چي مي‌شه؟!
مرد گفت: قانون كه شماره موبايل ايشون رو داره.

افسر نگهبان نشنيده گرفت و به زن گفت: مشكله. ولي خودم يه جوري حلش مي‌كنم.
مرد از جا بلند شد كه برود. قبل از رفتن، رو كرد به افسر نگهبان و گفت: يه سؤاليه كه از اول كه آمديم اينجا تو ذهنم موج مي‌زنه، مي‌شه بپرسم؟
افسرن نگهبان در حالي كه كاغذها را پاره مي‌‌كرد، گفت: بپرس.
مرد گفت: مي‌خواستم بپرسم شما شبيه «شرلوك هلمز» نيستين؟!
نوشته شده توسط Navid در 13:13 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم خرداد 1385

داستانی از زبان حضرت مسیح

حكايتي از زبان مسيح نقل مي كنند كه بسيار شنيدني است . مي گويند او اين حكايت را بسيار دوست داشت و در موقعيت هاي مختلف آن را بيان ميكرد . حكايت اين است :
مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت . بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند . پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند . كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند . روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند . گر چه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد . شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود ، او همه ي كارگران را گردآورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد . بديهي ست آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتند : (( اين بي انصافي است . چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند . بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند . آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند )) .
مرد ثروتمند خنديد و گفت : (( به ديگران كاري نداشته باشيد . آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ ))
كارگران يكصدا گفتند : (( نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است . با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم )) .
مرد دارا گفت : (( من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم . من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نميشود . من از استغناي خويش مي بخشم . شما نگران اين موضوع نباشيد . شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد . من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن ، بسيار دارم . من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم .))
مسيح گفت : (( بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند . بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند . بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشان مي شود . اما همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند .))
شما نميدانيد كه خدا استحقاق بنده را نمي نگرد ، بلكه درائي خويش را مي نگرد . او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما . از غناي ذات الهي ، جز بهشت نمي شكفد . بايد هم اينگونه باشد . بهشت ، ظهور بي نيازي و غناي خداوند است . دوزخ را همين خشكه مقدس ها و تنگ نظرها برپا داشته اند . زيرا اينان آنقدر بخيل و حسودند كه نميتوانند جز خود را مشمول لطف الهي ببينند .
نوشته شده توسط Navid در 11:10 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفتم خرداد 1385

آیا میدانید؟؟؟




آيا ميدانستي که خانومها بطور متوسط ، در طول عمرشان هيجده هزار ساعت بيشتر از آقايون تلفني صحبت ميکنند؟

آيا ميدانستي که دلفين ها هر سه سال، فقط يک بچه بدنيا مياورند و عمر متوسط آنها چهل سال ميباشد؟

آيا ميدانستي انسان 9 هزار سال پيش از ميلاد برای اولين بار به کشاورزی پرداخت؟

آيا ميدانستي دقت بزرگترين تلسکوپي که در حال ساخت است ، پنج هزار ميليــــــــــــارد برابر از چشم معمولي قويتر است، جالب است بدانيد که با اين تلسکوپ ميشود فاصله ای به مسافت سيزده ميليارد سال نوری را مشاهده کرد؟

آيا ميدانستي که پژوهشگران مدعي هستند كه نوشيدن قهوه در طولاني مدت در فشار خون خانم‌ها تعادل ايجاد مي‌كند در حالي كه نوشيدن كوكاكولا باعث ايجاد فشار خون‌ مي‌شود؟

آيا ميدانستي که سال 1790 جمعيت آمريکا تقريبا چهار ميليون نفر بود و شوربختانه از اين چهار ميليون نفر هفتصد هزار نفرش برده بودند

آيا ميدانستي که زبان انگليسي دارای بيشترين کلمه ميباشد، تعداد کلمات در زبان انگليسي بيشتر از نيم ميليون واژه ميباشد؟

آيا ميدانستي که زرتشت يعني ستاره زرين؟

آيا ميدانستي که تـعداد گيرنده هاي شبكه چـشم شـامـل پنج تا شش ميليون سلول مخروطي و دوازده تا چهارده ميليون سلول ميله اي ميباشد؟

آيا ميدانستي قطر شاهرگ گردن شش ميليمتر ميباشد؟

آيا ميدانستي ناخن انگشت مياني سريعتر از ديگر انگشتها رشد ميکند؟
نوشته شده توسط Navid در 13:14 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385

خلاصه تاریخ ایران

خلاصه تاریخ ایران


زمان میلادی

زمان هجری

سلسله

پادشاه

رویدادها

پایتخت

حدود ٧٢٠ تا ٥٥٠ پیش از میلاد

 

مادها

دیا اکو

دیااکو هفت قبیله آریایی را در شهر هگمتانه متحد میکند.

هگمتانه

فره ورتیش

 

هوخشتره

 

آژی دهاگ

 

٦٧٥ تا ٣٣٠ قبل از میلاد

 

هخامنشیان

کورش

از بین بردن مادها - فتح بابل و دادن اجازه برای ساخت معبد به یهودیان - فتح لیدی – استقرار حکومت بزرگ پارسی – انتشار منشور حقوق بشر

شوش، هگمتانه، سارد، تخت جمشید

کمبوجیه

کمبوجیه پسر کورش به سلطنت می رسد، فتح مصر

گئومات

در نبود کمبوجیه، گئومات مغ خود را به جای بردیا برادر کمبوجیه معرفی می کند و به حکومت می رسد و کمبوجیه نیز دور از وطن می میرد. گئومات مردم را مجبور به پذیرفتن دین خودش می کند.

داریوش

فتنه گئومات توسط داریوش و متحدان خاموش می شود، شورش های مختلف در کشور فرو نشانده می شوند، ایرانیان در ماراتن از یونانیان شکست می خورند، داریوش دستور شروع به ساخت تخت جمشید را می دهد، ایران در زمان داریوش قدرتمند می شود و سیستم هایی مثل مثل تقسیم کشور به چند استان متفاوت و پست (چاپار) برای اولین بار به کار می افتند.

خشایارشاه

ایران به یونان حمله می کند و یونانیان برای به دست آوردن فرصت بیشتر برای ساخت یک نیروی دریایی بزرگ، سپاهی را به تنگه ترموفیل می فرستند تا سپاه بزرگ خشایارشاه را معطل کند. سپاه خشایار شاه پس از صرف وقت برای شکست دادن آن سپاه در کنار جزیره سالامیس به جنگ یونانیان می رود اما در جنگ دریایی سالامیس شکست سختی از یونانیان میخورد.

اردشیر درازدست، خشایارشاه دوم، سغدیان، داریوش دوم، اردشیر دوم، اردشیر سوم، ارشک

هخامنشیان به تدریج ضعیف می شوند

داریوش سوم

علی رغم مقاومت هایی مانند مقاومت آریوبرزن در نقاط مختلف کشور، سرانجام اسکندر مقدونی به کمک یونانی ها و مقدونی ها ایران را فتح می کند و تخت جمشید را آتش می زند، پایان کار هخامنشیان

٣٣٤ تا ١٢٦ قبل از میلاد

 

سلوکیان

سلوکوس اول، دوم و...، آنتیوخوس اول، دوم و... و...

سلوکیان، یونانیان جانشین اسکندر بودند که مردم ایران را وادار به قبول فرهنگ یونانی و استفاده از زبان یونانی می کردند.

سلوکیه

٢٤٨ قبل از میلاد تا ٢٢٦ میلادی

 

اشکانیان

اشک اول

پارت ها به رهبری اشک اول حکومت کوچکی را در مقابل سلوکیان یونانی تشکیل می دهند . 

نیسا، صد دروازه

اشک دوم، سوم و...

بالاخره به همت اشکهای بعدی سلوکیان به طور کامل از ایران پاک می شوند - در این دوران جنگ هایی میان ایران و روم صورت می گیرد که اکثرا به سود ایران به پایان می رسند. در یکی از معروف ترین این جنگ ها کراسوس سردار رومی که برای فتح کل ایران به راه افتاده بود، شکست سختی از سورنا سردار ایرانی می خورد. مرزهای ایران در زمان اشک نهم به بیشترین حدود خود در طول تاریخ اشکانی رسیدند. سواران پارتی در تیراندازی مشهور بودند و می توانستند بر روی اسب، به هر جهتی تیراندازی کنند.

 

 

 

 

اردشیر بابکان

اردشیر از نوادگان ساسان بر پایه ی تعالیم زردشتی در ایران شورش می کند و آخرین اشک را از پا در می آورد و سلسله ساسانی را تشکیل می دهد. ساسانیان خود را جانشینان هخامنشیان معرفی می کردند.

 

 

 

 

شاپور اول

شاپور اول، در مقابل والریانوس امپراتور روم به پیروزی بزرگی می رسد. والریان اسیر می شود و شاپور برای تحقیر او، از او به عنوان چهارپایه ای برای سوار شدن بر اسبش استفاده می کند.

 

 

 

 

هرمز اول، بهرام اول، بهرام دوم، بهرام سوم، نرسی، هرمز دوم

 

 

 

 

 

شاپور دوم (ذوالاکتاف)

در حمله ای سخت اعراب را شکست می دهد و به روایتی کتف آنان را سوراخ می کند.

 

٢٢٦ تا ٦٤٢ میلادی

 

ساسانیان

اردشیر دوم، شاپور سوم، بهرام چهارم، یزدگرد، بهرام پنجم (بهرام گور)، یزدگرد دوم، هرمز سوم، پیروز، بلاش

انقراض روم غربی بر اثر حمله قبایل وحشی

تیسفون

 

 

 

قباد اول      (دوره اول)

در زمان قباد آیین مزدک گسترش زیادی پیدا می کند. تا جایی که خود قباد نیز به آیین مزدکی در می آید و مزدکی را آیین کشور اعلام می کند. آیین مزدکی توسط مزدک پسر بامداد گسترش پیدا می کند. تعالیم مزدکی آیین ها و دستورات مشکلی داشته اند و شبیه به تعالیم کمونیستی بوده اند.

 

زاماسب

برای مدتی سلطنت از دست قباد به زامسب منتقل می شود. گفته می شود که زاماسب مرد عادلی بوده است.

 

قباد اول      (دوره دوم)

در این دوران وقتی قباد دوباره به سلطنت رسید به خاطر ترس از قدرت موبدان علاقه چندانی به آیین مزدکی نشان نداد

 

خسرواول (انوشیروان)

پس از قباد، انوشیروان، معروف به انوشیروان دادگر که وزیر دانایش بوزرجمهر (بوذرجمهر) یا بزرگمهر نام داشت به سلطنت رسید. در زمان انوشیروان کتاب کلیله و دمنه از هند به ایران آورده و ترجمه شد. انوشیروان همچنین مزدکیان را قلع و قمع کرد و آنان را اعدام و یا زندانی کرد. پیامبر اسلام(ص) در این دوران متولد می شود.

 

هرمز چهارم

 

 

خسروپرویز

باربد موسیقیدان ایرانی در این دوره زندگی می کرد. هجرت پیامبر از مکه به مدینه در دوران خسروپرویز بود. خسروپرویز نامه پیامبر به او برای دعوت به اسلام را پاره کرد. در دوران خسرو بهرام ششم یا بهرام چوبین که یک ژنرال ارتش بود حکومت را از شاه گرفت و خسروپرویز به روم شرقی گریخت و امپراتور روم، به او کمک کرد و حکومت را از بهرام باز پس گرفت و به او داد. پس از این که شاه جدید روم شاه قبلی را کشت وبه حکومت رسید،خسروپرویز به خونخواهی از امپراتوری که به او کمک کرده بود، قسمتهایی از روم را اشغال کرد اما دوباره آنها را از دست داد.

 


 

 

 

قباد دوم، اردشیر سوم، شیرویه، ملکه پوراندخت، هرمز پنجم

 

 

 

 

 

یزدگرد سوم

یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی بود که در سن جوانی به حکومت رسید. زمانی که او به حکومت رسید، ایران در وضعیت آشفته ای قرار داشت. اعراب نیز پس از مدتی حمله به ایران را شروع کردند. بین یزدگرد و عمر در این دوران نامه هایی نیز رد و بدل شد و سرانجام سپاه ایران به فرماندهی رستم فرخزاد در محل قادسیه از سپاه اعراب مسلمان شکست خورد. به زودی تیسفون توسط اعراب فتح شد و ایرانیان به تدریج به اسلام گرویدند. یزدگرد که فراری شده بود به دست فردی ناشناس در نواحی مرو کشته شد.

 

 

قرن اول و دوم هجری قمری

امویان و عباسیان

خلفای اموی و عباسی

پس از خلافت عمر، عثمان و حضرت علی (ع)، امویان حکومت کرده و پس از چندی ضعیف شدند، عباسیان به کمک ابومسلم خراسانی (بهزادان) و ایرانیان همیار او (سیاه جامگان)، خلافت را به دست آوردند اما بعد ابومسلم را کشتند و حکومتی ظالم تر از امویان به وجود آوردند. بعدها قیام هایی از جمله قیام المقنع نیز علیه عباسیان صورت گرفت که سرکوب شد.

دمشق، بغداد

 

نیمه اول قرن سوم هجری

طاهریان

طاهر ذوالیمینین

طاهر از سرداران مامون بود که در خراسان حکومتی مستقل تشکیل داد. طاهر در چند جنگ خوارج را شکست داد. طاهر به تدریج سیستان و ماورا النهر را نیز تصرف کرد و آن مناطق را امن و آرام کرد. قیام سرخ جامگان به رهبری بابک خرمدین در آذربایجان علیه خلافت عباسی در همان زمان صورت گرفت. هنچنین مازیار نیز در این دوران در طبرستان قیام کرد که توسط طاهریان سرکوب شد.

نیشابور

امیران دیگر تا محمدبن طاهر

حکومت طاهریان در زمان محمد بن طاهر توسط یعقوب لیث صفاری سرکوب شد.

 

اواسط قرن سوم هجری

علویان

داعی کبیر

علویان از نسل امام حسن (ع) بودند و در طبرستان و دیلم  حکومت تشکیل دادند. علویان به دست سامانیان نابود می شوند

آمل

ناصر کبیر

 

نیمه دوم قرن سوم هجری

صفاریان

یعقوب لیث صفاری

انقراض طاهریان توسط یعقوب- سرکوب خوارج – جنگ یعقوب با خلیفه عباسی و شکست از او

زرنگ

عمرولیث

جنگ با امیر اسماعیل سامانی بر اثر توطئه خلیفه – اسارت عمرولیث توسط خلیفه و قتل او در زندان بغداد – پس از او صفاریان به طور ضعیفی حکومت کوچکی در اختیار داشتند.

 

قرن چهارم هجری

سامانیان

امیران سامانی

وزیرانی چون جیهانی و بلعمی – بزرگانی چون رودکی، ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی – قدرت گرفتن تدریجی سپهسالاران

بخارا

اسماعیل

امیران سامانی

 

قرن چهارم هجری

آل زیار

مرداویج

 

اصفهان

وشمگیر

حمله سامانیان به آل زیار – آل زیار به جز گرگان همه متصرفات خود را از دست می دهند.

آل بویه

علی، حسن، احمد

شکست دادن خلیفه عباسی و به زندان افکندن او

 

عضد الدوله

کمک به عمران و آبادانی کشور و ساخت و ساز و کمک به کشاورزان

سایر امیران آل بویه

تجزیه و ضعف حکومت آل بویه

 

اواسط قرن چهارم تا اواسط قرن پنجم هجری

غزنویان

آلپتکین

 

غزنین

سبکتکین

گسترش حکومت غزنوی – زندگی بابا طاهر عریان

سلطان محمود غزنوی

فتح سرزمین های بازماندگان صفاریان – تصرف قسمتی از قلمرو آل بویه – حمله محمود به هند – وزارت حسنک وزیر – زندگی ابوالقاسم فردوسی طوسی سراینده شاهنامه

سلطان مسعود

قتل حسنک وزیر – شکست از سلجوقیان در جنگ دندانقان

١٠٥٥ تا ١١٩٤ میلادی

اواسط قرن پنجم تا اواخر قرن ششم هجری

سلجوقیان

طغرل

پیروزی بر مسعود غزنوی در جنگ دندانقان - براندازی بقایای آل زیار - براندازی آل بویه - تایید توسط خلیفه بغداد – وزارت عمید الملک و ابوالقاسم جوینی – زندگی ناصرخسرو قبادیانی

نیشابور، اصفهان، بغداد

آلب ارسلان

پیروزی بر روم شرقی (بیزانس) در جنگ ملازگرد و اسیر کردن امپراتور روم – وزارت خواجه نظام الملک

ملکشاه

مرزهای سلجوقی از چین تا ترکیه امروزی پیش می رود - وزارت خواجه نظام الملک – تاسیس مدارس نظامیه – دوران قدرت حسن صباح سردسته اسماعیلیان آن زمان در غرب در قلعه الموت – تهیه تقویم جلالی توسط خیام و رسمی شدن تاریخ هجری شمسی در کشور در کنار تاریخ هجری قمری که بعدها دوباره تا زمان رضاخان فراموش شد

سلطان سنجر

سرکوب سرکشی های داخلی

شاهان دیگر سلجوقی

قدرت گرفتن اتابکان – تجزیه حکومت سلجوقیان – تهاجم قراختاییان، غزها و خوارزمشاهیان – زندگی شهاب الدین سهروردی، شیخ اشراق

١٠٩٤ تا ١٢٣١ میلادی

قرن ششم و اوایل قرن هفتم

خوارزمشاهیان

قطب الدین محمد

 

سمرقند، گرگانج

اتسز، ارسلان، سلطانشاه،

تکش

زندگی نظامی گنجوی (گنجه ای)

سلطان محمد

تصرف سرزمین قراختاییان و همسایه شدن با مغولان – غارت کاروان مغول در شهر مرزی اترار، مطالبه قاتلین از طرف چنگیز، مخالفت سلطان محمد به خواست ترکان خاتون مادرش – حمله مغولان به ایران، فرار سلطان محمد به جزیره آبسکون در دریای مازندران – زندگی عطار نیشابوری

جلال الدین

جنگ ها و تعقیب و گریز های طولانی جلال الدین با سپاهیان مغول و مقاومت در برابر چنگیز در شهرهای مختلف

١٢٥٩ تا ١٣٣٥ میلادی

نیمه اول قرن هفتم تا نیمه اول قرن هشتم

اشغال مغولان

چنگیز خان

حمله به نواحی مختلف ایران و قتل و کشتار فراوان و آتش زدن کتابخانه ها و... – چنگیز در پایان عمر متصرفاتش را به فرزندانش جوچی، تولوی، اکتای و جغتای می سپارد

تبریز، سلطانیه

ایلخانان

هلاکو

سرکوب اسماعیلیان، انقراض عباسیان، ساخت رصدخانه مراغه

اباقا، تکودار، ارغون، گیخاتو، بایدو

زندگی سعدی – زندگی مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی مشهور به مولوی

غازان

مسلمان شدن غازان– وزارت خواجه رشید الدین فضل الله همدانی در دربار غازان

الجایتو (محمد خدابنده)

گرایش مغولان به تشیع – زندگی عبید زاکانی

ابوسعید

قتل خواجه رشید الدین فضل الله – سقوط ایلخانیان

 

اواسط قرن هشتم

دولت های محلی و هرج و مرج

حکام محلی

حکومت سربداران در این دوره بود که تعالیم اولیه آن به وسیله شیخ خلیفه گسترش یافت و پس از آن که او را به دار آویختند و گفتند او خود، خود را به دار آویخته، شیخ حسن جوری، شاگردش، راهش را ادامه داد. پس از آن، قیام مردم باشتین رخ داد و مردم به رهبری وجیه الدین مسعود و عبدالرزاق، شیخ حسن جوری را از زندان آزاد و حکومت سربداران را تشکیل دادند. سربداران بعدا به دست تیمور از بین رفتند.

 


 ١٣٨٤ تا ١٥٠٠ میلادی

اواخر قرن هشتم و قرن نهم هجری

تیموریان

تیمور لنگ

تیمور که خود را از بستگان چنگیز معرفی می کرد، در سه یورش سه ساله و پنج ساله و هفت ساله به ایران حمله کرد و ایران را تصرف کرد – زندگی حافظ شیرازی

هرات    (از زمان شاهرخ)

شاهرخ

بنای مسجد گوهرشاد به سفارش همسر شاهرخ، گوهرشاد آغا – زندگی بایسنقر فرزند شاهرخ

الغ بیک

ساخت رصدخانه سمرقند – زندگی عبدالرحمان جامی شاعر فارسی گوی – قیام مارتین لوتر و رنسانس و به وجود آمدن فرقه پروتستان در مسیحیت و آغاز قرون جدید – زندگی افرادی چون لئوناردو داوینچی، نیوتون و پاسکال در اروپا

سلطان حسین بایقرا

اضمحلال تیموریان

 ١٥٠١ تا ١٧٢٢ میلادی

٩٠٧ تا ١١٣٥ هجری قمری

صفویان

اسماعیل

سلطنت شاه اسماعیل صفوی از نوادگان شیخ صفی اردبیلی با پشتیبانی ترکان قزلباش در تبریز- اعلام شیعه به عنوان مذهب رسمی – پایتختی تبریز -  پیروزی بر آق قویونلو ها که خود قبلا قراقویونلو ها را نابود کرده بودند – پیروزی بر ازبکان – جنگ چالدران با عثمانی و شکست ایران در آن به خاطر نداشتن توپ – مرگ اسماعیل بر اثر بیماری حصبه– اوج قدرت اسپانیا در اروپا

تبریز، قزوین، اصفهان

تهماسب اول

 پیروزی بر ازبکان – جنگ با عثمانی و سرانجام انعقاد قرارداد صلح آماسیه – گسترش مذهب پروتستان در اروپا

اسماعیل دوم

هرج و مرج در حکومت – سلطنت اسماعیل دوم پسر طهماسب و محمد خدابنده برادر اسماعیل دوم – زندگی محتشم کاشانی – حکومت اکبر شاه گورکانی در هند

محمد خدابنده

شاه عباس

سفر برادران شرلی به ایران و تاسیس کارخانه های توپ سازی به کمک آنها – پیروزی بر ازبکان – انتقال پایتخت ایران از قزوین به اصفهان - جنگهای بیست و سه ساله ایران و عثمانی و پیروزی ایران– رهایی بحرین و هرمز و گمبرون(بندرعباس) از دست پرتغال– ساخت عالی قاپو و سی و سه پل و...- زندگی میرعماد، کمال الدین بهزاد، رضا عباسی، شیخ بهایی، میرداماد، ملاصدرا، علامه مجلسی –تاسیس کمپانی هند شرقی

شاه صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان

کشفیات علمی گالیله – حکومت لوئی چهاردم و اوج اقتدار فرانسه – کشف قانون جاذبه توسط نیوتون در انگلستان – جنگ داخلی انگلستان و پیروزی الیور کرامول و تاسیس جمهوری که تنها تا زمان مرگ او پایدار بود – حکومت پتر کبیر در روسیه – آغاز به ساخت بنای تاج محل در هند به دستور شاه جهان

شاه سلطان حسین

شورش افغانها در هرات – حمله محمود افغان به ایران – شکست سپاه صفوی از افغانها – محاصره اصفهان و قحطی شدید در اصفهان – تسلیم تاج سلطنت به محمود توسط شاه سلطان حسین و غارت اصفهان- صفویان سالها بعد تنها اسما حکومت می کردند یا نایب السلطنه بودند. شاههای بعدی صفوی، شاه تهماسب دوم، شاه عباس سوم، میر سید محمد و شاه اسماعیل سوم هستند

١٧٢٢ تا

١٧٢٩ میلادی

١١٣٥ تا ١١٤٢ هجری

افغان ها

محمود افغان

غارت کشور – تصرف قسمت های شمالی ایران توسط روس ها

اصفهان

اشرف افغان

قتل محمود توسط اشرف پسرعمویش- شکست اشرف از نادر و کشته شدن در راه فرار در بلوچستان

 ١٧٣٦ تا ١٧٥٠ میلادی

١١٤٨ تا ١١٦١ هجری قمری

افشاریان

نادر شاه افشار و جانشینانش

قدرت گرفتن نادر به عنوان سردار سپاه تهماسب دوم صفوی-بیرون راندن افغان ها- عزل حکومت از تهماسب دوم و دادن آن به پسرش شاه عباس سوم به بهانه جنگ خودسرانه تهماسب با عثمانی و شکست در آن- نیابت سلطنت نادر و شکست عثمانی – خروج روسها از ایران –سلطنت نادر در شورای دشت مغان- فتح قندهار و خوارزم و بخارا –جنگ کرنال با محمد شاه گورکانی هند به بهانه تحویل ندادن افغانیان فراری و گرفتن کوه نور و دریای نور از هندیان - قتل نادر توسط سپاهیانش به خاطر تندخوییش -

حکومت کوتاه علیقلی خان عادلشاه، ابراهیم خان و شاهرخ که در دوران قدرت نابینا نیز شد در مشهد

مشهد

 ١٧٥٠  تا ١٧٩٥ میلادی

١١٧١ تا ١٢٠٩ هجری قمری

زندیه

کریم خان زند

غلبه کریم خان از سران سپاه نادر بر مدعیان دیگر مانند آزاد خان افغان در جنگ خشت و محمدحسن خان قاجار – به اسارت بردن آقا محمد خان – قدرت کریم خان تحت نام وکیل الرعایا و دادن نام پادشاه به اسماعیل سوم – جنگ با عثمانی و فتح بصره– سرکوب میر مهنا که در منطقه خارک با اخراج هلندی ها به قدرت رسیده بود - اختراع ماشین بخار و انقلاب صنعتی در انگلستان و اروپا– استقلال آمریکا - ادامه حکومت کوچک شاهرخ در مشهد

شیراز

لطفعلی خان زند

 انقلاب کبیر فرانسه علیه لوئی شانزدهم - حکومت کوتاه لطفعلی  پس از ادعای سلطنت توسط عموهایش، صادق خان و زکی خان

١٧٩٥ تا ١٧٩٧

١١٧٤ تا ١١٧٦

قاجاریه

آقا محمد خان

فرار آفا محمد خان که پس از شکست پدرش محمدحسن خان از کریم خان در قلعه کریم خان زندانی شده بود– پیوستن به قومش در استرآباد (گرگان) و غلبه بر برادرانش – غلبه بر لطفعلی خان به خاطر خیانت حاج ابراهیم خان کلانتر به لطفعلی – تعقیب لطفعلی در کرمان و بم و محاصره این دو شهر و قتل عام فجیع مردم کرمان و سرانجام قتل لطفعلی – جنگ با حاکم گرجستان و قتل عام در تفلیس – کشته شدن به دست دو تن از خدمتکارانش که قرار بود فردا کشته شوند در راه دومین سفرش به تفلیس

 

١٧٩٧ تا ١٨٣٤

١١٧٦ تا ١٢١٣

فتحعلی شاه

رفتن فتحعلی برادرزاده آقامحمدخان از شیراز به تهران و سلطنتش به کمک حاج ابراهیم خان کلانتر – غلبه بر علی قلی خان عمویش و سایر مخالفان – در آب جوش انداختن و قتل حاج ابراهیم خان کلانتر – سفارت سر جان ملکم انگلیسی در ایران – قرارداد دوستی ایران با انگلیس – عمل نکردن انگلیس به قول هایش پس از حمله روسیه – کمک جستن ایران از ناپلئون بناپارت در فرانسه - قرارداد فین کن اشتاین با فرانسه که طبق آن فرانسه بتواند از راه ایران به هند نیرو بفرستد و ایران از فرانسه اسلحه و کمک در برابر روسیه دریافت کند و فرستادن ژنرال گاردان به ایران در همین راستا  - عمل نکردن فرانسه به عهدش به خاطر بستن عهدنامه دوستی تیلسیت با روسیه و بازگشت ژنرال گاردان در میان جنگ ایران و روسیه – دوستی دوباره ایران و انگلیس با فرستادن سر هارفوردجونز به ایران و بسته شدن عهدنامه مجمل که به موجب یک بند آن انگلستان در مقابل حمله کشورهای اروپایی به ایران، ایران را پشتیبانی می کند- آمدن سر گور اوزلی همراه میرزا بوالحسن خان ایلچی که نماینده ایران در انگلستان بود به ایران و عدم همکاری انگلیس و معطل کردن ایرانی ها تا زمان پایان جنگ اول ایران و روسیه و سپس امضای قرارداد جدیدی به نام عهدنامه ی مفصل با انگلیس که طبق آن ایران در حفظ هند و انگلیس در تسلیحات یکدیگر را یاری کنند – عمل نکردن انگلیس به عهدنامه به خاطر دوستی با روسیه -  حمله روسیه به ایران در راستای عمل به وصیت پطر کبیر برای رسیدن به آبهای گرم – شکست سخت سپاه ایران به سرکردگی عباس میرزا در اصلاندوز و  نبردهای دیگر و فتح تبریز توسط روسها و قرارداد گلستان و ا زدست دادن گرجستان و گنجه و شیروان و باکو و... – جنگ دوم ایران و روس به تحریک روسیه از یک سو و فتوای علما از سوی دیگر و علی رغم مخالفت قائم مقام، وزیر شاه با جنگ – شکست سپاه ایران به فرماندهی عباس میرزای ولیعهد در اثر کمی قوا و نبود امکانات و دسیسه های انگلیسی ها و شکست در جنگ مهم اصلاندوز علی رغم پیروزی های اولیه و امضای قرارداد ترکمانچای و از دست دادن ارمنستان و آذربایجان و ...  – قرارداد آخال با دولت روسیه که به موجب آن قسمت هایی از شمال خراسان و ترکمنستان به روسیه واگذار می شد -ماجرای زورگویی گریبادوف روسی در ایران و ریختن مردم به خیمه اش و قتل او – اعتراض روسها به قتل گریبادف و عذرخواهی هیئت ایرانی به ریاست خسرومیرزا - مرگ عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه قبل از رسیدن به پادشاهی

تهران


١٨٣٤ تا ١٨٤٨

١٢١٣ تا ١٢٢٦

 

محمد شاه

سلطنت محمد شاه فرزند عباس میرزا به کمک میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی و سرکوب و کور کردن علی شاه عمویش که در تهران مدعی سلطنت بود - قتل  قائم مقام، صدر اعظم،  توسط محمد شاه علی رغم سوگندی که در حرم امام رضا برای عباس میرزا پدرش خورده بود – صدر اعظمی میرزا آغاسی ( آقاسی ) - امضای قرارداد ارزنه الروم با عثمانی و تعیین مرزهای دو کشور پس از تلاش های سه ساله میرزا تقی خان امیرکبیر به عنوان نماینده ایران– کور کردن خسرو میرزا برادر شاه - طغیان کامران میرزا والی هرات – محاصره هرات توسط محمدشاه و ترک محاصره تحت فشار انگلیسی ها

 

١٨٤٨ تا ١٨٩٦

١٢٢٦ تا ١٢٧٥

ناصرالدین شاه

سلطنت ناصرالدین شاه فرزند محمدشاه – صدارت اعظمی میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر)، فرزند آبدارچی قائم مقام – وقوع فتنه سید علی محمد باب و سرانجام تیرباران او به دستور امیرکبیر – ظهور میرزا حسینعلی نوری ملقب به بهاء در ادامه فتنه بابیه و به وجود آمدن مذهب دروغین بهاییت - تاسیس مدرسه دارالفنون توسط امیرکبیر – انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه توسط امیرکبیر که بعدها به دولت علییه تغییر نام یافت – اصلاحات اقتصادی و سیاسی امیرکبیر – خلع صدارت امیرکبیر به تحریک مادر شاه جهان خانم مهد علیا (در واقع مهد علیای دوم، چون مهد علیای اول ماه رخسار خانم مادر فتحعلی شاه بود)، میرزا آقاخان نوری و انگلیسی ها – گرفتن حکم قتل امیرکبیر از ناصرالدین شاه در حال مستی و قتل امیر کبیر با زدن رگ او پس از دو سال صدارت اعظمی در حمام فین کاشان – صدارت میرزا آقاخان نوری– ظهور سید جمال الدین اسدآبادی و تعالیم ضد استعماری او در هند، ایران، مصر و غیره و سرانجام تبعیدش به عثمانی - تصرف هرات توسط ایران و اشغال خارک و بوشهر و خرمشهر توسط انگلیسی ها در اعتراص به این کار به خاطر منافعشان در هند – امضای قرارداد پاریس میان ایران و انگلستان که افغانستان را مستقل می شناخت – جدایی منطقه ترکمنستان از ایران – جدایی قسمت پاکستان از ایران – جنگ داخلی آمریکا میان ایالات شمالی و جنوبی بر سر الغای بردگی که سرانجام به پیروزی شمالی ها و الغای برده داری انجامید - اعطای امتیاز رویتر که به موجب آن راه آهن و معادن و جنگل ها و گمرک ایران و چند چیز دیگر به انحصار رویتر یهودی انگلیسی در می آمد و لغو قرارداد بر اثر مخالفت های روحانیون و مردم – قرارداد توتون و تنباکو میان ایران و تالبوت انگلیسی که تنباکوی ایران را برای تالبوت منحصر می کرد و در مقابل پانزده هزار لیر انگلیس و یک چهارم سود سالانه از سوی تالبوت به ایران داده می شد، مخالفت مردم و میرزا حسن شیرازی و میرزا حسن آشتیانی و  فتوای تحریم توتون و تنباکو توسط میرزای شیرازی و اطاعت مردم و سرانجام لغو قرارداد – قتل ناصرالدین شاه توسط میرزا رضای کرمانی شاگرد سید جمال الدین اسدآبادی

١٨٩٦ تا ١٩٠٦

١٢٧٥ تا ١٢٨٥

مظفرالدین شاه

سلطنت مظفرالدین شاه بیمار پس از مدتی طولانی ولایت عهدی – مسموم شدن سید جمال الدین اسدآبادی در استانبول عثمانی و شهادت او – انعقاد قرارداد نفت دارسی که نفت آینده ایران را برای شصت سال به دارسی انگلیسی می داد - به چوب بستن عده ای از بازرگانان به خاطر گرانی قند – اعتراض مردم و تحصن در حرم شاه عبدالعظیم معروف به مهاجرت صغری و طلب ساخت عدالتخانه و عزل عین الدوله و مسیو نوز بلژیکی و اجرای احکام اسلام– تسلیم دولت و پایان تحصن – قیام دوباره مردم و قتل طلبه ای به نام سید عبدالحمید و مهاجرت عده ای از روحانیون به قم معروف به مهاجرت کبری – فشار مردم و سرانجام صدور فرمان مشروطیت در ١٤ مرداد  ه.ش١٢٨٥ مصادف با ١٤ جمادی الثانی ١٣٢٤ ه.ق و عزل عین الدوله– صدراعظمی نصرالله خان مشیرالدوله به جای صدر اعظم قبلی –مرگ مظفرالدین شاه ده روز پس از امضای قانون اساسی

١٩٠٦ تا ١٩٠٩

١٢٨٥ تا ١٢٨٧

 

محمدعلی شاه

تدوین متمم قانون اساسی و بند نظارت پنج مجتهد بر مصوبات مجلس که پیشنهاد شیخ فضل الله نوری بود–  چاپ  صور اسرافیل توسط میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل و چاپ مقالات علامه دهخدا در آن -امتناع شاه از امضای متمم و سرانجام امضای آن پس از اعتراضات فراوان – سوء قصد نافرجام به جان شاه - به توپ بستن مجلس توسط لیاخوف و انحلال مجلس و تبعید آیت الله طباطبایی و بهبهانی و غارت مشروطه خواهان و قتل میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل و ملک المتکلمین در باغشاه و تبعید دهخدا و آغاز استبداد صغیر – قیام ستارخان و باقرخان در تبریز– محاصره تبریز توسط سپاه عین الدوله و ترک محاصره پس از چند ماه – فتح تهران و شورای بهارستان و جایگزینی احمدشاه به جای پدرش – تبعید محمدعلی شاه به روسیه با مقرری  سالی صدهزار تومان (این مقرری پس از آن که مدتی بعد محمدعلی شاه با کمک ترکمن ها برای پس گرفتن سلطنت به ایران بازگشت و شکست خورد قطع شد) – به نفت رسیدن نخستین چاه نفت ایران در مسجدسلیمان در ٥ خرداد ١٢٨٧

 

١٩٠٩ تا ١٩٢٥

١٢٨٧ تا ١٣٠٤

احمد شاه

انتخاب احمدشاه برای سلطنت و اعدام شیخ فضل الله در دادگاه محاکمه مخالفان مشروطه  - امضای قرارداد ١٩٠٧ که طبق آن شمال ایران به روسیه و جنوب به انگلیس داده می شد و مرکز بی طرف می ماند -  نیابت سلطنت عضدالملک به سبب کمی سن احمدشاه – دعوت مورگان شوستر آمریکایی و یالمارسن سوئدی به ایران – نیابت سلطنت ناصرالملک – تعطیل و انحلال مجلس توسط ناصرالملک و اخراج مورگان شوستر – تجاوز روسیه و انگلیس به ایران و به گلوله بستن حرم امام رضا (ع) توسط روس ها و مقاومت های مردم در جنوب در مقابل انگلیسی ها از جمله مقاومت رئیسعلی دلواری در ناحیه تنگستان و دشتستان– سلطنت احمدشاه و ولایت عهدی محمد حسن میرزا– وقوع جنگ جهانی اول (١٩١٤ تا ١٩١٨) به بهانه قتل ولیعهد اتریش در بوسنی میان آلمان، اتریش مجارستان، ایتالیا به عنوان دول محور یا متحدین و انگلیس، فرانسه و روسیه به عنوان متفقین، یک سال پس از شروع جنگ ایتالیا به متفقین پیوست و عثمانی به متحدین پیوست، کشورهایی مانند رومانی و صربستان و یونان نیز با متفقین و بلغارستان نیز با متحدین بودند – اشغال ایران توسط انگلستان در جنوب و روسیه در شمال– وقوع انقلاب روسیه علیه تزار ها و خروج نیروهای روس از ایران – سلطه کامل انگلیس بر ایران - پیروزی پایانی متفقین و اجلاسی بین سران متفقین در ورسای برای تقسیم غنایم و تعیین آینده ی جهان – شکست مبارزه وثوق الدوله برای قرارداد ١٩١٩ که مبنی بر تحت الحمایه انگلستان شدن ایران بود و نخست وزیری مشیرالدوله پیرنیا – پایان جنبش دموکرات آذربایجان با قتل شیخ محمد خیابانی در تبریز - کودتای سید ضیاءالدین طباطبایی و رضاخان در ایران در سوم اسفند ( سه حوت ) ١٢٩٩ – نخست وزیری سیدضیاء و کابینه سیاه و فرماندهی کل قوای رضا خان میرپنج و وزارت جنگ او – حمایت عارف قزوینی و عشقی از سیدضیاء – ترک ایران توسط ژنرال آیرونساید انگلیسی – برکناری سید ضیاء توسط احمد شاه و به کمک رضاخان و دستور احمد شاه به تبعید سیدضیا به خارج از کشور - به دار آویخته شدن دکتر حشمت و تنهایی میرزا کوچک خان و تشکیل جمهوری سرخ گیلان تحت حمایت روسیه کمونیستی - پایان شورش ژاندارمری خراسان به رهبری کلنل محمد تقی خان پسیان در زمان دولت قوام السلطنه - نخست وزیری سردار سپه (رضاخان)- پایان قیام میرزا کوچک خان و بریدن سر او پس از مدتی تعقیب و گریز نیروهای دولتی و میرزا و یکی دو تن از یارانش – قتل اشتباهی واعظ قزوینی به جای ملک الشعرای بهار از طرف عوامل رضاخان سردارسپه– قتل میرزاده عشقی توسط رضاخان – نقشه رضاخان برای برقراری جمهوری و مخالفت مدرس و علما – سیلی بهرامی در جلسه علنی مجلس به مدرس- اعتراضات وسیع مردم و پایان داستان جمهوریت


زمان میلادی

زمان هجری

سلسله

شاه

نخست وزیر

رویدادها

١٩٢٥ تا ١٩٤١

٢٥ آذر ١٣٠٤ تا ٢٥ شهریور ١٣٢٠

پهلوی

رضا شاه

محمدعلی فروغی            ( ذکاءالملک ) – ١٣٠٤ تا ١٣٠٥

تاجگذاری رضا خان میرپنج بر تخت طاووس پس از رای مجلس موسسان که در تکیه دولت تشکیل شده بود و انتخاب نام پهلوی برای رضاشاه

حسن مستوفی       (مستوفی الممالک) – ١٣٠٥ تا ١٣٠٦

 

 

مهدیقلی هدایت      ( مخبر السلطنه ) – ١٣٠٦ تا ١٣١٢

زندانی شدن تیمورتاش وزیر دربار و قدرت دوم کشور و قتل او در زندان به وسیله ی آمپول هوای پزشک احمدی

ذکاء الملک فروغی – ١٣١٢ تا ١٣١٤

تاسیس دانشگاه تهران- تغییر نام بین الممللی کشور از پرشیا (Persia ) به ایران- قتل سردار اسعد بختیاری – سفر رضاشاه به ترکیه

محمود جم          ( مدیرالملک ) – ١٣١٤ تا ١٣١٨

اجرای قانون کشف حجاب که به موجب آن زنان ملزم به نداشتن حجاب بودند، در راستای محدودیت های قبلی که داشتن لباس متحدالشکل و کلاه پهلوی را برای مردان اجباری می کرد و داشتن لباس روحانی را منوط به داشتن مجوز از وزارت معارف و معرفی نامه از دو مرجع معتبر می نمود – تعقیب و گریز مردم و آژان ها و سرانجام عملی شدن کشف حجاب – فرار آیرم رئیس نظمیه  که پس از آن که فهمید که به زودی کشته خواهد شد، به آلمان گریخت و پس از آن اگرچه رضاخان تلاش ها کرد تا او را با طمع و وعده به ایران برگرداند تا نابودش کند، آیرم فریب نخورد و در آلمان باقی ماند – قلع و قمع گروه کمونیستی معروف به پنجاه و سه تن و محکوم کردن پنجاه و یک تن از آنان – ازدواج ولیعهد محمدرضا با فوزیه خواهر ملک فاروق مصری – قتل فرخی یزدی در زندان با آمپول هوا – فرستادن علیم الدوله برای قتل نصرت الدوله به وسیله قهوه قجری و جان سالم به در بردن نصرت الدوله – حبس نصرت الدوله در یک اتاق گل گرفته تا مرگ او – آغاز جنگ جهانی دوم با حمله آلمان به لهستان 

احمد متین دفتری – ١٣١٨ تا ١٣١٩

تاسیس رادیو ملی – پایان کار تاسیس راه آهن شمال تا جنوب – آغاز نزدیکی روابط رضاخان با آلمان و نارضایتی انگلستان از این موضوع – سرانجام برکناری متین دفتری توسط رضاخان به سفارش انگلیسی ها و آمریکایی ها به خاطر همکاری با آلمان

منصور الملک – ١٣١٩ تا ١٣٢٠

فوت کمال الملک نقاش – فوت پروین اعتصامی – ضعف رضا خان به خاطر همراهی با آلمانی ها و از دست دادن پشتیبانی انگلیسی ها – حمله آلمان به شوروی  – اشغال ایران توسط متفقین و پایان سلطنت رضاخان – تبعید رضاخان به جزیره موریس و مدتی بعد ژوهانسبورگ

١٩٤١ تا ١٩٧٩

٢٥ شهریور ١٣٢٠ تا ٢٢ بهمن ١٣٥٧

 

محمد رضا شاه

ذکاء الملک فروغی - ١٣٢٠

وارد کار شدن فروغی به درخواست رضاخان برای به سلطنت رساندن محمدرضا فرزند رضاشاه

علی سهیلی – ١٣٢٠ تا ١٣٢١

 

احمد قوام         ( قوام السلطنه) - ١٣٢١

همکاری قوام با آمریکایی ها برای دور کردن انگلیس – بلوای نان در روز ١٧ آذر که به تحریک دربار صورت گرفت و با غارت شدن قصر قوام توسط مردم پایان یافت – برخورد تند قوام بعد از شلوغی نان و توقیف همه روزنامه های کشور

علی سهیلی – ١٣٢١ تا ١٣٢٣

 

محمد ساعد - ١٣٢٣

 

سهام السلطان بیات – ١٣٢٣ تا ١٣٢٤

 

حکیم الملک - ١٣٢٤

پایان جنگ جهانی دوم – تشکیل سازمان ملل متحد با پایان گرفتن جنگ توسط متفقین

صدرالاشراف - ١٣٢٤

تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان توسط سید جعفر پیشه وری و ایجاد خودمختار آذربایجان با عقاید شدید پان ترکیسم و با حمایت ضمنی توده ای ها و شوروی – اتحاد بین خودمختار آذربایجان و جمهوری کردستان که به دست کومله کردستان ساخته شده بود

حکیم الملک - ١٣٢٤

 

قوام السلطنه – ١٣٢٤ تا ١٣٢٦

قدرت گرفتن آمریکا در ایران با روی کار آمدن قوام – همکاری نزدیک مظفر فیروز فرزند نصرت الدوله با قوام– تشکیل حزب دموکرات توسط قوام برای به دست گرفتن بیشتر قدرت – سفر قوام به روسیه – گفتگوهای جناب اشرف (قوام السلطنه) با استالین و سرانجام توافق روسیه برای خروج نیروهای ارتش سرخ از ایران – ضعف خودمختار آذربایجان پس از خروج نیروهای ارتش سرخ و حمله ارتش به نیروهای فرقه دموکرات آذربایجان و انحلال خودمختار آذربایجان– پایان قائله کردستان و اعدام سران آنان - انتخابات فرمایشی مجلس پانزدهم و رای آوردن حزب دموکرات و یاران قوام السلطنه – وقوع جنگ میان هند و پاکستان

حکیم الملک – ١٣٢٦ تا ١٣٢٧

ترور مهاتما گاندی رهبر ملی هند - وقوع جنگ میان اعراب و اسرائیل به دلیل مخالفت اعراب با به رسمیت شناخته شدن کشور اسرائیل

عبد الحسین هژیر - ١٣٢٧

سفر شاه به لندن و ژنو – بازگشت آیت ا... کاشانی از تبعید

محمد ساعد – ١٣٢٧ تا ١٣٢٩

ترور نافرجام شاه به دست ناصر فخر آرایی و کشته شدن ضارب به دست محافظین  تاسیس ی توسطملی شدن و اعدام یجاانداند– رای نیاوردن قرارداد نفتی پیشنهادی گس گلشاییان میان ایران و انگلیس در مجلس – تاسیس جبهه ملی ایران توسط مصدق و یارانش - تبعید آیت ا... کاشانی به لبنان – انتخابات پرتقلب دوره شانزدهم – ترور عبدالحسین هژیر توسط حسن امامی از فداییان اسلام – اعدام حسن امامی – سفر شاه به آمریکا – تصمیم به برگزاری دوباره انتخابات در تهران به خاطر اعتراضات مردم و مصدق – سقوط دولت ساعد با قتل هژیر – افتتاح مجلس سنا


 

 

 

 

منصورالملک - ١٣٢٩

برگزاری دوباره انتخابات تهران – رای اول تهران به دکتر مصدق – رای نیاوردن دوباره قرارداد گس گلشاییان در مجلس- بازگشت آیت ا... کاشانی از تبعید لبنان و استقبال مردم – آوردن جنازه رضاخان به ایران

سرلشکر حاجعلی رزم آرا - ١٣٢٩

نخست وزیری رزم آرا به اصرار آمریکا و انگلیس و علی رغم مخالفت شاه – مخالفت مصدق و کاشانی با رزم آرا – اعتصاب عمومی علیه رزم آرا و تهدید رزم آرا به قتل توسط یک طلبه جوان – ترور رزم آرا توسط خلیل طهماسبی از یاران نواب صفوی و عضو فداییان اسلام

حسین علاء – ١٣٢٩ تا ١٣٣٠

اعلامیه معروف نواب صفوی خطاب به علاء: هوالعزیز، زمامداری ملت مسلمان در خور صلاحیت تو و امثال تو نیست. فورا برکناری خود را اعلام کن – تصویب ملی کردن صنعت نفت در کمیسیون نفت به ریاست مصدق

دکتر محمد مصدق – ١٣٣٠ تا ١٣٣١

رای شاه به نخست وزیری مصدق از روی اجبار – فوت محمدتقی بهار معروف به ملک الشعرا – رای اعتماد مجلس به مصدق – رای مجلس به ملی شدن صنعت نفت – خلع ید انگلیسی ها در پالایشگاه های نفتی ایران – تحریم جهانی نفت ایران تحت فشار انگلیس – سفر مصدق به نیویورک و دفاع از ایران و از ملی شدن نفت و بر علیه انگلستان در مجمع عمومی سازمان ملل – مذاکره مصدق و ترومن رئیس جمهور آمریکا در واشنگتن – مذاکره مصدق و مک گی معاون وزیر امور خارجه آمریکا و توافق آنها برای کمک مالی آمریکا به ایران – دیدار مصدق از مصر در راه بازگشت از آمریکا و استقبال مردم مصر از او - انتخاب چرچیل به نخست وزیری در انگلستان – عزل مک گی از مقامش در وزارت خارجه آمریکا – برگزاری انتخابات مجلس هفدهم همراه با تقلب و درگیری – سفر مصدق به لاهه و دفاع او در مقابل اتهامی که انگلستان به خاطر ملی کردن صنعت نفت به دولت زده بود – بازگشت مصدق به ایران - درخواست مصدق از شاه برای گرفتن اختیار وزارت جنگ برای دفع آشوب و مخالفت شاه – استعفای مصدق

قوام السلطنه - ١٣٣١

اعلامیه تند قوام در رادیو برای تهدید مخالفان – موج اعتراضات مردم – اعلامیه آیت ا... کاشانی در روز ٣٠ تیر و ریختن مردم به خیابان ها و پایان دولت سه روزه قوام – رای دادگاه لاهه به نفع مصدق در روز ٣٠ تیر

دکتر محمد مصدق – ١٣٣١ تا ١٣٣٢

نخست وزیری دوباره مصدق این بار با قدرت بیشتر و در اختیار داشتن وزارت جنگ – مرگ استالین در روسیه– اختلاف مصدق و کاشانی به خاطر چند انتخاب مصدق در کابینه که این اختلاف تا پایان باقی ماند – نامه مصدق به چرچیل برای پس گرفتن پولهای بلوکه شده ایران در بانک های انگلیس و دریافت خسارت به خاطر توقف فروش نفت– اخراج کارکنان سفارت انگلیس در ایران پس از بی جواب ماندن نامه مصدق به چرچیل – انتخاب آیزنهاور به ریاست جمهوری در آمریکا – کودتای علیه دولت مصدق در روز ٩ اسفند که با رسیدن افشارطوس رئیس شهربانی و افرادش نافرجام ماند – ربوده شدن افشارطوس و قتل او - اختلافات مصدق با مجلس – استعفای حدود ١٠٠ تن از نمایندگان طرفدار دولت یا بی طرف مجلس – رفراندوم مصدق در سطح کشور برای انحلال مجلس هفدهم علی رغم نظر آیت ا... کاشانی و سرانجام انحلال مجلس به رای اکثریت مردم با وجود ایراد هایی که بر این رفراندوم بود – دو کودتای نافرجام ٢٣ و ٢٥ مرداد که هردو توسط حزب توده شناخته شده و لو رفتند –فرار شاه به شهر رم ایتالیا – کودتای ٢٨ مرداد توسط زاهدی و افرادی مانند شعبان جعفری و همراهانش –  غارت خانه نخست وزیر و پایان کار

 

 

 

 

سرلشکر فضل ا... زاهدی – ١٣٣٢ تا ١٣٣٣

بازگشت شاه از فرار – محاکمه دکتر مصدق در دادگاه نظامی و محکومیت او به سه سال زندان و بعد از آن تبعید به ملک خانوادگی خود در احمد آباد – سفر ریچارد نیکسون معاون ریاست جمهوری آمریکا به ایران – درگیری در دانشگاه تهران و کشته شدن سه تن از دانشجویان معترض: شریعت رضوی، بزرگ نیا و قندچی – اعدام دکتر فاطمی وزیر امور خارجه تندروی دکتر مصدق که در روزهای فرار شاه بیشترین سخنان را علیه شاه می زد – امضای قرارداد نفتی کنسرسیوم که دست خارجی ها را بیش از هر زمان دیگری برای غارت کردن نفت ایران باز می گذاشت – توافق شوروی با ایران برای دادن بدهی هایش به ایران

حسین علا – ١٣٣٤ تا ١٣٣٦

ظهور جمال عبدالناصر در مصر و محبوبیت فراوان او در میان اعراب – تشکیل پیمان دفاعی بغداد زیر نظر انگلستان متشکل از ایران، عراق، پاکستان و ترکیه که در مقابل تهدید منافع انگلستان در منطقه توسط جمال عبدالناصر انجام می شد – تاسیس مدرسه علوی در همین دوران – شرکت علا در مجلس ختم مصطفی کاشانی فرزند آیت ا... کاشانی در مسجد سپهسالار برای جذب او و شلیک گلوله مظفر ذوالقدر از اعضای فدائیان اسلام که به او نخورد و تلاش ذوالقدر برای قتل او با چاقو نیز بی ثمر ماند –  ملی شدن کانال سوئز در مصر به رهبری جمال عبدالناصر و حمله اسرائیل و انگلستان و فرانسه به مصر - دستگیری نواب صفوی و سایر اعظای فداییان اسلام – دستگیری آیت ا... کاشانی و محکومیت او به حبس انفرادی  - اعدام نواب صفوی و یارانش – پایان دوره زندان مصدق و انتقال او به احمدآباد

دکتر منوچهر اقبال – ١٣٣٦ تا ١٣٣٩

قدرت گرفتن سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) به ریاست تیمور بختیار – خارج شدن عراق از پیمان نظامی بغداد پس از تبدیل رژیم سلطنتی این کشور به جمهوری و تغییر نام پیمان نظامی بغداد به پیمان سنتو و قرار گرفتن آمریکا در راس پیمان – دستگیری خسرو روزبه از آخرین کمونیست های فعال ایران در آن زمان – خرید اسلحه به مقدار زیاد از کشورهای خارجی توسط شاه – قرار گرفتن ایران در مقابل شوروی و مصر و به عنوان حافظ منافع آمریکا در منطقه –  ظهور پاتریس لومومبا در کنگو – مبارزه فیدل کاسترو و چه گوارا در کوبا - طلاق شاه از ثریا و ازدواج او با فرح دیبا – تلاش شاه برای "اصلاحات ارضی" که به سفارش آمریکا انجام می شد و چون آیت ا... بروجردی با آن مخالفت کرد، از مفاد آن به قدری کاسته شد و متنش به قدری تغییر کرد که به صورت قانونی بی اثر در آمد

جعفر شریف امامی – ١٣٣٩ تا ١٣٤٠

سفر ملکه الیزابت به ایران – فوت آیت ا... بروجردی و تشییع جنازه و سوگواری وسیع مردم برای او – نامه تسلیت شاه برای آیت ا... سید محسن حکیم در نجف که نشان دهنده تمایل شاه برای انتقال مرجعیت شیعه از قم به نجف و در کل به خارج از کشور بود – تشکیل نهضت آزادی توسط مهندس بازرگان و آیت ا... طالقانی و دکتر سحابی که در واقع انشعابی مذهبی از جبهه ملی بود


 

 

 

 

علی امینی – ١٣٤٠ تا ١٣٤١

نخست وزیری امینی به خواست آمریکایی ها و علی رغم مخالفت شاه – انحلال مجلس انتصابی بیستم– محاکمه و دستگیری بسیاری از عوامل دربار در حکومت و رسوایی های مالی دربار – میتینگ بزرگ جبهه ملی در جلالیه و سخنرانی سنجابی، شاپور بختیار، داریوش فوهر و حسیبی و در آخر یورش پلیس و درگیری – فوت آیت ا... کاشانی – فرار تیمور بختیار رئیس ساواک از کشور پس از آن که شاه تصمیم به برکناری او گرفت – سرانجام اجرای اصلاحات ارضی در ایران به شکلی که کندی رئیس جمهور آمریکا می خواست با وجود مخالفت ها

اسدا... علم – ١٣٤١ تا ١٣٤٢

وقوع زلزله سنگین در بوئین زهرا – تبلیغ لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی – تصمیم به برگزاری رفراندوم اصول ششگانه انقلاب شاه و ملت یا انقلاب سفید:اصلاحات ارضی، حق رای برای زنان، ملی کردن جنگلها، سهیم کردن کارگران در سود کارخانه ها و... – تحریم رفاندوم توسط حوزه علمیه قم– تحریم رفراندوم توسط نهضت آزادی و احزاب و اصناف مختلف – یورش پلیس به اجتماع مخالفان اصول ششگانه و ضرب و شتم آیت ا... خوانساری سخنران مراسم – سفر شاه به قم که با تدارکات نظامی شدید از ترس یورش مردم انجام شده بود. اما هنگام ورود شاه مردم به تدبیر امام خمینی و حوزه علمیه از خانه ها بیرون نیامدند – سخنرانی تند شاه در قم و حمله او به "ارتجاع سیاه" – برگزاری رفراندوم و تصویب اصول ششگانه – حمله مامورین ساواک به مدرسه فیضیه و درگیری شدید مامورین و طلاب در آنجا – حمله مامورین به مدرسه طالبیه تبریز – اعلامیه آیت ا... سید محسن حکیم در دعوت به علمای ایران برای مهاجرت به عراق – ابراز موافقت دربار با اعلامیه ی آیت ا... حکیم – مخالفت امام خمینی با مهاجرت و پخش اعلامیه ای با این مضمون که شاه اگر حسن نیت دارد، باید مسببین حادثه مدرسه فیضیه را دستگیر کند – وقوع چند مورد درگیری در محرم و سخنرانی معروف امام خمینی در روز عاشورا و نصیحت به شخص شاه – دستگیری چند تن از مخالفان و روحانیان – دستگیری امام خمینی در نیمه شب پانزدهم خرداد – تظاهرات شدید مردم در تهران و قم و سایر شهرها – اعلام حکومت نظامی - برخورد مسلحانه ماموران شاه و قتل عده زیادی از کفن پوشانی که خواستار آزادی امام خمینی بودند و از ورامین به سمت تهران حرکت کرده بودند در روز ١٥ خرداد ١٣٤٢ – دستگیری طیب حاج رضایی از دوستان شعبان جعفری و از دسته داران بزرگ جنوب شهر که به علت کمک به برگزاری تظاهرات ١٥ خرداد دستگیر شد و سرانجام در آبان ١٣٤٢ اعدام شد - ترور جان اف کندی رئیس جمهور آمریکا

حسنعلی منصور – ١٣٤٢ تا ١٣٤٣

بازگشت امام خمینی از خانه تحت نظر در تهران به قم – سخنرانی مشهور امام خمینی در قم  در روز چهارم آبان و اعلام خطر وی به مردم و ارتش و روحانیون و... و اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون یا مصونیت قضایی آمریکاییان – دستگیری امام خمینی در روز ١٣ آبان و تبعید وی به خارج از کشور– ترور حسنعلی منصور توسط محمد بخارایی از اعضای جمعیت موتلفه اسلامی – پنهان داشتن خبر قتل او توسط شاه تا روز ششم بهمن که سالگرد انقلاب سفید بود

 

 

 

 

امیر عباس هویدا – ١٣٤٣ تا ١٣٥٦

ترور نافرجام شاه توسط رضا شمس آبادی – بازگشت دکتر علی شریعتی از پاریس و آغاز فعالیت های او در داخل کشور پس از یک دستگیری موقت در مرز ترکیه و ایران – فوت دکتر محمد مصدق – مرگ مرموز غلامرضا تختی کشتی گیر صاحب نام ایران - قدرت گرفتن تدریجی بهاییان و آزادی بیشتر آنها – دستگیری اعضای حزب ملل اسلامی که گروهی مسلح بودند و قصد ایجاد حکومت اسلامی داشتند – جدا شدن بحرین از ایران با موافقت شاه و در مقابل ضمیمه شدن دو تنب و ابوموسی به ایران که خود از قبل جزء خاک ایران محسوب می شدند –درگیری بین هند و پاکستان – جنگ شش روزه بین کشورهای عرب مصر و سوریه و اردن از یک سو و اسرائیل به پشتیبانی آمریکا از سوی دیگر که به شکست سنگین و پرتلفات نیروهای عرب انجامید - غرق شدن مشکوک صمد بهرنگی در رود ارس – فوت جلال آل احمد - برگزاری پرخرج جشن های دوهزار و پانصد سالگی رژیم شاهنشاهی در ایران – وقوع جنگ رمضان یا جنگ اکتبر ١٩٧٣ بین اعراب و اسرائیل که طی آن مصر قسمت هایی از صحرای سینا را باز پس گرفت و سپس انور سادات در جریان مصالحه خود با اسرائیل به وساطت جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا صحرای سینا را به طور کامل پس گرفت - به رسمیت شناخته شدن امارات متحده عربی –لشکرکشی های نیروهای ایرانی به ظفار در یمن و چند منطقه دیگر برای دفاع از حکومت های استبدادی تحت سلطه آمریکا – کودتای آمریکایی علیه سالوادور آلنده در شیلی و روی کار آمدن ژنرال پینوشه – مطلع شدن شاه از ابتلای او به بیماری سرطان لنف در اتریش - ادامه خریدهای نظامی سنگین شاه – قطع حمایت شاه از مصطفی بارزانی رهبر شورشیان کرد عراق و دوستی شاه با عراق – انحلال همه احزاب کشور و تشکیل حزب رستاخیز – دادگاه جنجالی خسرو گلسرخی و حاضر نشدن او به اظهار ندامت در تلویزیون و سرانجام اعدام او – دستگیری شریف واقفی و قتل او زیر شکنجه ساواک – گروگان گرفته شدن جمشید آموزگار و چند وزیر دیگر اوپک توسط چریکی به نام کارلوس که برای آزادی فلسطین می جنگید و سرانجام آزاد شدن آموزگار در الجزایر – تبدیل تاریخ ایران به تاریخ شاهنشاهی که بر اساس آن، مبدا تاریخ، سال به سلطنت رسیدن کورش بود به نحوی که دوهزار و پانصدمین سال آن مصادف با آغاز سلطنت شاه باشد – اعتراض علمای قم و رضایت ظاهری حکومت به این که هر دو تاریخ هجری شمسی و شاهنشاهی در کشور وجود داشته باشند – درگیری دانشجویان با ساواک و حمله شبانه ساواک به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران و حمله به خانه افرادی که به مخالفت با حکومت مظنون بودند در روز ١٦ آذر سال ١٣٥٦ – مرگ ناگهانی و مشکوک دکتر علی شریعتی در لندن - ریاست جمهوری جیمی کارتر از حزب دموکرات در آمریکا به جای جرالد فورد و نرم تر شدن سیاست های شاه در اثر فشارهای دولت جدید آمریکا که سرانجام به عزل هویدا و نخست وزیری آموزگار انجامید – قطع پی در پی برق در کشور و کم شدن سهم برق صنایع – برکناری هویدا تحت فشار آمریکا به خاطر تظاهرات های پی در پی مردم


 

 

 

 

جمشید آموزگار- ١٣٥٦ تا ١٣٥٧

ماجرای جشن هنر شیراز و اعتراضات وسیع مردم– فوت ناگهانی سید مصطفی خمینی فرزند بزرگ امام خمینی و چاپ آگهی های تسلیت و برگزاری مجالس ترحیم در شهرهای مختلف – چاپ مقاله توهین آمیز روزنامه اطلاعات نسبت به امام خمینی – تظاهرات و درگیری های خونین روز ١٩ دی در قم و ٢٩ بهمن در تبریز که به مناسبت چهلمین روز درگذشت شهدای ١٩ دی بود –اعلام نوروز به عنوان عزای ملی از طرف مردم به پیروی از امام خمینی –شلوغی و تظاهرات در اصفهان و سپس در شهرهای دیگر و اعلام حکومت نظامی در اصفهان و چند شهر دیگر – آتش سوزی در سینما رکس آبادان و کشته شدن بیش از سیصد نفر – انداختن این حادثه به گردن گروه های مذهبی توسط حکومت و به گردن حکومت توسط مردم – سقوط دولت آموزگار

جعفر شریف امامی - ١٣٥٧

الغای تاریخ شاهنشاهی – دادن آزادی های سیاسی و بستن قمارخانه ها – دستگیری چند تن از سرمایه داران منسوب به دربار– ناپدید شدن مشکوک امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان در لیبی – راهپیمایی یک میلیونی در تهران در روز ١٣ شهریور، عید فطر – کشتار وسیع تظاهرکنندگان در میدان ژاله در روز ١٧ شهریور معروف به جمعه سیاه – زلزله ویرانگر در شهر طبس - پیام مخفیانه صدام برای شریف امامی که در آن گفته شده بود که اگر دولت ایران بخواهد صدام می تواند ترتیب کشته شدن امام خمینی در عراق را بدهد – ترک عراق توسط امام خمینی به مقصد پاریس و اسکان در نوفل لوشاتو – دادن مهلت یک هفته ای به دولت برای آزاد کردن مطبوعات توسط روزنامه نگاران و اعتصاب در پایان این مهلت – سرانجام عقب نشینی دولت و آزادی کامل مطبوعات – آزادی گسترده زندانیان سیاسی از جمله آیت ا... طالقانی – پیام شاه برای ملت مبنی بر این که  پیام انقلاب ملت ایران را شنیده است

 ارتشبد غلامرضا ازهاری - ١٣٥٧

آغاز جدی شعارهای یکپارچه مردم بر روی بام ها بر علیه رژیم – تاکید ازهاری بر این که صداها از نوار بوده است – تظاهرات گسترده در روزهای تاسوعا و عاشورا

شاپور بختیار –١٣٥٧

طرد شدن بختیار از جبهه ملی– فرار شاه از ایران در روز ٢٦ دی و شادی مردم در خیابان ها – رد و بدل شدن پیام های متعدد میان شورای انقلاب و بختیار برای استعفای بختیار یا تسلیم حکومت به امام خمینی توسط او و بی نتیجه ماندن آنها – به تعویق انداخته شدن پی در پی بازگشت امام خمینی به کشور – خارج شدن آمریکایی ها از ایران به دستور کارتر در روز ١١ بهمن – بالاخره اجاره هواپیمای دربست ایرفرانس به ایران توسط فردی به نام دستمالچی و بازگشت امام خمینی به کشور و استقبال بی نظیر مردم از او – حرکت از فرودگاه به بهشت زهرا و سخنرانی در آنجا– استقرار امام خمینی در مدرسه علوی – استعفای شهردار تهران – حکم تشکیل دولت موقت بازرگان توسط امام خمینی در روز ١٥ بهمن – بیعت همافران نیروی هوایی با امام در روز ١٩ بهمن – درگیری های شدید نظامی میان همافران نیروی هوایی و مردم با گارد شاهنشاهی و فرمانداری نظامی و هوانیروز در روز های ٢٠ و ٢١ بهمن و مسلح شدن مردم – اعلامیه بیطرفی ارتش در روز ٢٢ بهمن – فتح رادیو و تلویزیون – سرانجام پیروزی انقلاب و پایان کار سلطنت پهلوی در روز ٢٢ بهمن ١٣٥٧

تاریخ میلادی

تاریخ هجری

رهبر

رئیس جمهور

نخست وزیر

رویدادها

١٩٧٩

 بهمن ١٣٥٧ تا  آبان ١٣٥٨

امام خمینی

______

بازرگان

(دولت موقت)

تشکیل کمیته ی انقلاب – همه پرسی برای جمهوری اسلامی و رای ٩٨% مردم به جمهوری اسلامی در روز ١١ فروردین – تشکیل سپاه پاسداران - تشکیل کمیته ی امداد امام خمینی – برگزاری اولین نماز جمعه تهران به امامت آیت ا... طالقانی – شهادت استاد مرتضی مطهری – ریاست جمهوری صدام حسین در عراق پس از استعفای حسن البکر - همه پرسی برای قانون اساسی مصوب در مجلس خبرگان که بر پایه پیش نویس قانون اساسی بود که اندکی قبل نوشته شده بود و رای مردم به آن در ١٢ آذر سال ١٣٥٨ – فوت آیت ا... طالقانی –  درگیری در کردستان و جنگ سپاه با آنها و مقاومت دکتر چمران در پاوه و سرانجام شکست شورشیان– تسخیر سفارت آمریکا در ١٣ آبان توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و به گروگان گرفتن کارکنان سفارت و قرار دادن شرط تسلیم شاه توسط آمریکا به ایران برای محاکمه در مقابل آزادی گروگان ها – مخالفت دولت موقت با این اقدام علی رغم پشتیبانی امام خمینی از آن – استعفای دولت موقت 

١٩٧٩ تا ١٩٨٠

آبان ١٣٥٨ تا  بهمن ١٣٥٨

شورای انقلاب

پس از استعفای دولت موقت، شورای انقلاب که تا آن زمان موضعی کلی تر از دولت داشت، رسما مشغول به اداره کشور شد – شهادت دکتر محمد مفتح – اغتشاش حزب خلق مسلمان در تبریز و سرکوب آنان

١٩٨٠ تا ١٩٨١

بهمن ١٣٥٨ تا خرداد ١٣٦٠

ابوالحسن بنی صدر

محمد علی رجایی

برگزاری انتخابات ریاست جمهوری که بنی صدر و جلال الدین فارسی رقبای اصلی آن بودند و احمد مدنی، حسن حبیبی، کاظم سامی، داریوش فروهر، صادق قطب زاده، صادق طباطبایی و محمد مکری نیز در آن حضور داشتند  – شایع شدن سخنانی مبنی بر ایرانی الاصل نبودن جلال الدین فارسی و افغانی بودن او و کناره گیری جلال الدین فارسی و رقابت حسن حبیبی با بنی صدر و سرانجام پیروزی قاطع بنی صدر در انتخابات – انتخاب رجائی به نخست وزیری به پیشنهاد حزب جمهوری اسلامی و پس از دو پیشنهاد ناپذیرفته بنی صدر(احمد خمینی و میرسلیم) – برگزاری انتخابات دوره اول مجلس در اسفند ١٣٥٨ و تشکیل مجلس در هفتم خرداد ١٣٥٩ - تعطیلی دانشگاه ها در بهار ١٣٥٩ و آغاز انقلاب فرهنگی– ناکامی آمریکا برای آزاد کردن گروگان ها با هواپیما و هلی کوپتر از راه کویر به علت وقوع طوفان شن – فوت شاه مخلوع در مصر – آغاز حمله نظامی عراق به ایران در روز ٣١ شهریور ١٣٥٩ که به هشت سال جنگ انجامید – میانجی گری الجزایر  برای حل مسئله ی گروگان ها و بالاخره آزادیشان پس از ٤٤٤ روز و تعهد آمریکا برای آزاد کردن پول های بلوکه شده ایران در بانکهای آمریکا – طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور در مجلس و رای نمایندگان به آن و برکناری بنی صدر پس از عزل رسمی وی توسط امام خمینی

١٩٨١

خرداد تا مرداد ١٣٦٠

شورای ریاست جمهوری

 (محمد بهشتی، محمدعلی رجایی و اکبر هاشمی رفسنجانی)

انحلال رسمی جبهه ملی درون کشور - شهادت مصطفی چمران در جبهه– سوء قصد به جان آیت ا... خامنه ای – شهادت دکتر بهشتی رئیس قوه قضاییه و ٧٢ تن دیگر در دفتر حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار بمب توسط مجاهدین خلق و جایگزینی آیت ا... موسوی اردبیلی در شورای ریاست جمهوری به جای شهید بهشتی

١٩٨١

مرداد تا شهریور ١٣٦٠

محمد علی رجائی

محمد جواد باهنر

فرار بنی صدر به همراه چند تن از سران مجاهدین خلق – انفجار بمب در ساختمان نخست وزیری توسط منافقین و شهادت رجایی و باهنر


١٩٨١

شهریور تا مهر ١٣٦٠

 

______

آیت ا... محمدرضا مهدوی کنی

 

١٩٨١ تا ١٩٨٩

١٣٦٠ تا ١٣٦٨

آیت ا... سید علی خامنه ای

میرحسین موسوی

ندادن رای اعتماد به دکتر علی اکبر ولایتی توسط مجلس که پیشنهاد شخص رئیس جمهور بود و انتخاب میرحسین موسوی به نخست وزیری – ترور آیت ا... دستغیب – ترور آیت ا... اشرفی اصفهانی – فاش شدن طرح کودتایی علیه نظام جمهوری اسلامی توسط حزب خلق مسلمان در تبریز و با حمایت آیت ا... شریعتمداری و با همکاری صادق قطب زاده که با اعتراف آیت ا... شریعتمداری به آگاهی از وجود کودتا و اعتراف سایر اعضای کودتا در تلویزیون و اعدام صادق قطب زاده پایان گرفت –  فتح خرمشهر که توسط عراقی ها اشغال شده بود در روز ٣ خرداد ١٣٦١ طی عملیات بیت المقدس – ناآرامی در کردستان – انحلال رسمی حزب توده در کشور پس از یک سلسله دستگیری سران حزب توده و اعتراف بسیاری از آنان از جمله نورالدین کیانوری، محمدعلی عمویی، احسان طبری و ناخدا ابراهیم افضلی در تلویزیون به تلاش برای براندازی – بازگشایی دانشگاه ها در آذر ١٣٦٢ – انتخابات دور دوم مجلس در ١٣٦٣ – انتخاب دوباره آیت ا... خامنه ای به ریاست جمهوری در ١٣٦٤ – قرارداد مخفیانه برای خرید اسلحه میان ایران و آمریکا و آمدن مخفیانه مک فارلین از طرف ریگان به ایران در یک هواپیمای حمل اسلحه برای رساندن پیام هایی به حکومت ایران - افشای آمدن مک فارلین به ایران توسط مقامات ایرانی بر اثر بروز اختلافاتی میان دو طرف – حمله سربازان سعودی به حجاج ایرانی در هنگام مراسم برائت از مشرکین حج سال ١٣٦٦– پایان فعالیت حزب جمهوری اسلامی – ایجاد مجمع تشخیص مصلحت نظام به فرمان امام خمینی– انتخابات سومین دوره مجلس در ١٣٦٧ – نامه امام خمینی خطاب به گورباچف و هشدار به او از فروپاشی قریب الوقوع نظام کمونیستی – حکم ارتداد و واجب القتل بودن سلمان رشدی توسط امام خمینی به خاطر نوشتن کتاب آیات شیطانی که به اسلام و پیامبر اسلام اهانت کرده بود – پرتاب موشک توسط ناوهای آمریکایی در خلیج فارس به هواپیمای مسافربری ایرانی ایرباس و کشته شدن ٢٩٧ مسافر آن – قبول قطعنامه ٥٩٨ از جانب ایران در ٢٩ تیر ١٣٦٧ که به منزله پایان جنگ بود – اجرای عملیات فروغ جاویدان توسط مجاهدین خلق که طی عملیات مرصاد که توسط نیروهای ایران انجام گرفت با تلفات بسیار سنگین شکست خوردند – ایجاد آتش بس کامل میان ایران و عراق در ٢٩ مرداد ١٣٦٧ – وفات محمد حسین بهجت تبریزی مشهور به شهریار در شهریور ١٣٦٧ - تشکیل شورای بازنگری قانون اساسی – عزل آیت ا... منتظری از قائم مقامی رهبری – فوت امام خمینی در شب ١٤ خرداد ١٣٦٨ پس از یک بیماری کوتاه مدت در سن هشتاد و هفت سالگی و مراسم تشییع جنازه وسیع و بی سابقه وی در تهران – انتخاب آیت ا... خامنه ای به عنوان رهبر جدید توسط مجلس خبرگان رهبری – برگزاری همه پرسی اصلاح قانون اساسی و رای مردم به آن و حذف مقام نخست وزیری از سیستم حکومتی کشور – ضعف نظام کمونیسیتی در زمان گورباچف و ریزش دیوار برلین و سرانجام استعفای او و قدرت گرفتن یلتسین

تاریخ میلادی

تاریخ هجری

رهبر

رئیس جمهور

رویدادها

١٩٨٩ تا ١٩٩٧

١٣٦٨ تا ١٣٧٦

آیت ا... سید علی خامنه ای

اکبر هاشمی رفسنجانی

آزادی اولین گروه از اسیران ایرانی جنگ در عراق به کشور –فروپاشی نظام کمونیستی شوروی – سفر چاوشسکو دیکتاتور رومانی به ایران که پس از بازگشت از ایران به کشورش توسط مردم سرنگون و سپس اعدام شد - تصرف کویت توسط عراق و بازپس گرفته شدن آنجا توسط آمریکا– استیضاح و برکناری ایرج فاضل وزیر بهداشت – انتخابات مجلس چهارم – انتخابت ریاست جمهوری و انتخاب شدن هاشمی رفسنجانی برای دور دوم – انتخابات مجلس پنجم

١٩٩٧ تا ٢٠٠٥

١٣٧٦ تا ١٣٨٤

سید محمد خاتمی

پیروزی خاتمی در انتخابات روز ٢ خرداد ١٣٧٦ با بیش ازبیست میلیون رای در برابر رقیب اصلی خود علی اکبر ناطق نوری و رقبای دیگر، محمد محمدی ری شهری و رضا زواره ای – استیضاح عبدالله نوری وزیر کشور توسط مجلس پنجم و برکناری او در بهار ١٣٧٧ – ترور داریوش فروهر و همسرش پروانه فروهر در آذر ١٣٧٧ و چند قتل دیگر در همان دوره که به قتل های زنجیره ای شهرت یافتند – پخش مستقیم جلسه دادگاه غلامحسین کرباسچی شهردار تهران از تلویزیون که سرانجام به پنج سال حبس و چند جریمه دیگر محکوم شد – استیضاح عطاءالله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط مجلس در اردیبهشت ١٣٧٨ و آوردن رای اعتماد توسط مهاجرانی و باقی ماندن وی در مسئولیتش – خودکشی سعید امامی (اسلامی) در دوران بازداشت به وسیله داروی نظافت، سعید امامی از معاونین وزارت اطلاعات بود که در پرونده قتل های زنجیره ای دست داشت – توقیف روزنامه پرتیراژ سلام که صاحب امتیاز آن محمد موسوی خوینی ها بود – تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران که از قضیه تعطیلی روزنامه سلام شروع شد و به تدریج گسترده شد و حمله شبانه عده ای به کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم دانشجویان در خوابگاه ها در ١٨ تیر ١٣٧٨ – زندانی شدن عبدالله نوری وزیر سابق کشور – جنجال بر سر چاپ مقاله ای در نشریه موج که توهین به امام زمان (عج) محسوب شده بود – برگزاری انتخابات مجلس ششم و رای مردم به جناح اصلاح طلب و نزدیک تر به خاتمی – ترور سعید حجاریان از فعالان جناح اصلاح طلب توسط فردی به نام سعید عسگر و زنده ماندن سعید حجاریان – استعفای مهاجرانی وزیر ارشاد – برگزاری دادگاه و محاکمه افرادی از جمله اکبر گنجی به جرم شرکت در کنفرانسی در برلین که با نام کنفرانس برلین مشهور شد    سقوط هوماپیمای حامل رحمان دادمان و چند تن از نمایندگان مجلس    انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب دوباره خاتمی با بیش از بیست و یک میلیون رای در ١٨ خرداد ١٣٨٠ – حمله آمریکا به افغانستان و براندازی رژیم طالبان در مهر ١٣٨٠ و نشاندن حامد کرزای به عنوان رئیس دولت انتقالی افغانستان – انحلال رسمی حزب نهضت آزادی توسط حکومت – آغاز حمله آمریکا و انگلیس به عراق و براندازی رژیم صدام حسین و فتح این کشور در آخرین روز های سال ١٣٨١– اعطای جایزه صلح نوبل سال ٢٠٠٣ میلادی به شیرین عبادی – ادامه یافتن کار ساخت نیروگاه هسته ای بوشهر به کمک روسیه علی رغم مخالفت های آمریکا و و با وجود محدودتر کردن فعالیت ها – رد صلاحیت نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات دور هفتم مجلس توسط شورای نگهبان و کاهش مشارکت مردم در انتخابات  و رای آوردن گروه های متمایل به جناح محافظه کار– استعفای برخی از نمایندگان مجلس ششم در فاصله بین انتخابات مجلس هفتم و شروع به کار آن

 

 

1- بهنود، مسعود، از سید ضیا تا بختیار، تهران، جاویدان، ١٣٧٨

 

2- منصوری، ذبیح ا...، سرزمین جاوید، تهران، نگارستان کتاب، ١٣٨٠

 

3- دفتر برنامه ریزی و تالیف کتاب های درسی، تاریخ ایران و جهان (٢) سال سوم آموزش متوسطه رشته ادبیات و علوم انسانی، تهران، شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران، ١٣٨١

 

4- دفتر برنامه ریزی و تالیف کتاب های درسی، تاریخ سال دوم دوره راهنمایی تحصیلی، تهران، شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران، ١٣٨١

 

5- آکوریک، جیمز، رنسانس، آزیتا یاسائی، تهران، ققنوس، ١٣٨٠

 

6- ناردو، دان، امپراتوری ایران، مرتضی ثاقب فر، تهران، ققنوس، ١٣٧٩

 

7- لاجوردی، حبیب، خاطرات دکتر مهدی حائری یزدی(تاریخ شفاهی ایران)، تهران، نادر، ١٣٨٢

 

8- کی، هرموز، آن حکایت ها(گفتگو و نقد هرموز کی با احسان نراقی)، تهران، جامعه ایرانیان، ١٣٨١

 

9- قوچانی، محمد، جمهوری مقدس، تهران، نقش و نگار، ١٣٨١

 

10- سرشار، هما، خاطرات شعبان جعفری، تهران، ثالث، ١٣٨١

 

 

11- Islamic Republic Of Iran Broadcasting (IRIB) website

 

12- Iranian Cultural Heritage Organization website

 

13- Qajar princely families' website

 

14- Iranian's history on this day website

 

15- Hyper History online

 

16- Kessler associate website

 

17- Family of man website

 

18- Aviny.com

 

19- Iran chamber society website

 

نوشته شده توسط Navid در 16:22 |  لینک ثابت   • 

شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385

عجایب هفتگانه جهان

 
معبد آرتمیس در افوسوس (ترکیه )
معبد آرتمیس در افوسوس (ترکیه ) یکی از زیباترین بناهای ایام گذشته بود . این بنا با داشتن 100 ستون مرمری زیبا که ارتفاع هر کدام از آنها به 15 متر می رسد یکی از عجایب هفتگانه به حساب می آید . این معبد فضایی را در بر می گرفت که تقریبا چندین برابر وسعت آکروپلیس در آتن بود . میتوان گفت که معبد آرتمیس صعود و سقوطهای بسیاری را در طی قرنها پشت سر گذاشت . این بنا در 600 سال قبل از میلاد ساخته و در550  سال پس از میلاد در آتش سوخت . بعد از آن مجددا به صورت بسیار زیباتر و عظیمتری باز سازی شد . این بنا برای دومین بار دچار حریق شد البته این بار بطور عمدی توسط فردی بنام هروستراتوس که برای به یاد ماندن نامش به این کار دست زد ،ولی این معبد دوباره به اندازه بزرگتر و بسیار بهتر از قبل ساخته شد . این معبد بسیار زیبا درونش با مجسمه های بی نظیر تزیین شده بود . این معبد پا بر جا بود تا زمانیکه بر اثر هجوم بربرها در 262 پس از میلاد برای همیشه از صفحه تاریخ محو شد و هرگز دوباره ساخته نشد . آنچه که از این معبد باقی ماند هم توسط زلزله ها کاملا از بین رفت .
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مجسمه زئوس
تقريباً سه هزار سال پيش، «المپيا»، مركز مذهبي در جنوب غربي يونان بود. يونانيان باستان زئوس پادشاه خدايان را مي پرستيدند و در زمانهاي مشخص به افتخار او جشن هايي بر پا مي كردند. در اين جشن ها مسابقات ورزشي هم انجام مي شد. از نظر ساكنان دنياي قديم اين بازيها خيلي مهم بودند، چندان كه در زمان برگزاري مسابقات، جشن ها متوقف مي شد تا شركت كنندگان و تماشاگران به آساني خود را به محل مسابقات برسانند.
مجسمه زئوس خدای یونان در المپیا یکی از عظیم ترین مجسمه های جهان است . این اثر در 450 سال قبل از میلاد توسط مجسمه ساز معروفی بنام فیدیاس ساخته شد این هنرمند همان کسی بود که مجسمه خدای آتنا را هم برای معبد پارتنون در آتن ساخت . ارتفاع مجسمه زئوس در حدود 12 متر بود . بدن این مجسمه را از عاج فیل و ردا و موها و ریشش را از طلا ساخته بودند . این اثر ارتفاعش چنان بود که با سقف معبد زئوس بر خورد می کرد . فیدیاس با این کار می خواست اقتدار و نیرومندی زئوس را نشان دهد . مجسمه زئوس در معبد زئوس که طول آن به 64 متر می رسید قرار داشت . 72 ستون خارجی این معبد که به سبک معماری قدیم یونان بودند این معبد را دارای معماری خیره کننده ای کرده بودند . سنگفرش آن نیز با مجسمه های بی نظیری تزیین گشته بود . مجسمه زئوس در حدود 850 سال در این معبد قرار داشت تا هنگامیکه بعضی از یونانیها آنرا به استانبول منتقل کردند . البته این زیاد طول نکشید چرا که محل جدید نیز در آتش سوخت و این مجسمه برای همیشه از بین رفت .
 
 
 
 
 
 
 
 
مقبره هالیکارناسوس در ترکیه
مقبره هالیکارناسوس در 4 قرن قبل از میلاد نه تنها بسیار پر ابهت و پر عظمت بود بلکه به صورت زیبایی با ستونها و مجسمه ها تزیین شده بود . سقف این مقبره با مجسمه هایی از اسبها تزیین شده بود اسبهایی که ارابه شاه ماسالوس و همسرش ملکه آرتمیسیا را می کشیدند . ارتفاع این مقبره مرمری به اندازه یک ساختمان 14 طبقه بود . از نقطه نظر استراتژیکی دامنه کوه درست مشرف به هالیکارناسوس و خلیج آن بود . ملکه آرتمیسیا فرمان ساخت این مقبره را در هالیکارناسوس برای همسرش در 353 سال قبل از میلاد صادر کرد . ملکه این بنا را برای قدر دانی از همسرش ساخت و به این منظور بهترین هنرمندان و مجسمه سازان آن زمان را گرد آورد . شاه ماسالوس تنها حکمران ایالتی معمولی در بین امپراطوری های عظیم ایرانی در 2300 سال پیش بود . ملکه آرتمیسیا دو سال پس از همسرش ، شاه ماسالوس که برادرش هم بود در گذشت . او در کنار شاه در مقبره هالیکارناسوس دفن شد . این بنا در حدود 17 قرن پا برجا بود و در 1400 سال بعد از میلاد بر اثر زلزله فرو ریخت .
 
 
 
 
 
 
 
 
 
   فانوس الکساندریا
فانوس الکساندریا یکی از بزرگترین شاهکارهای روزگار باستان می باشد . ارتفاع این بنا حداقل به اندازه یک ساختمان 40 طبقه امروزی بود و برای 16 قرن پا بر جا بود . بر خلاف 6 عجایب دیگر ،فانوس الکساندریا استفاده های عملی بسیاری داشت . این بنا به کشتیهای دریا نوردی کمک می کرد که اسکله ها را براحتی پیدا کنند و با ایمنی کامل داخل آن شوند . چرا که تنگه های خطر ناک دقیقا در خارج از بندر ها قرار داشتند . ارتش نیز از این فانوس برای پیدا کردن کشتیهای دشمنان استفاده می کرد . این بنا ظاهرا ساختار جامدی داشته است و برای 1600 سال باقی بوده است اما  با وجود این بر اثر طوفانهای دریایی زمستان و زلزله های بسیار از بین رفته است . فانوس الکساندریا دو نوع برج دیده بانی داشت که در نوک آن قرار داشتند . این فانوس سه عنصر ساختمانی داشت ، پایه مستطیل شکل ، قطعه میانی هشت وجهی ، و قسمت بالای آن که استوانه ای شکل است و برجهای دیده بانی در آنجا قرار دارند.تقریبا ارتفاع این سه قسمت به 110 تا 180 متر می رسید . بجز اهرام مصر فانوس الکساندریا بلندترین ساختمان جهان بود البته این تا زمانیکه برج ایفل در 1889 ساخته شد.
 
 
 
 
 
 
 
مجسمه عظیم الجسه رودس در یونان
ارتفاع مجسمه عظیم الجسه رودس با پایه اش به اندازه یک ساختمان 15 طبقه امروزی است. این مجسمه یک شاهکار برجسته معماری می باشد که بر روی جزیره رودس در حدود 280 قبل از میلاد ساخته شده است. هیچ کس به درستی نمی داند که این مجسمه شبیه چه بوده و یا در کجا قرار داشته است. نظریه بسیار مورد توجه آن است که مجسمه رودس در روی ورودی لنگرگاهی بنا شده بوده و پهای مجسمه در دو طرف قرار داشته است بطوریکه کشتیها از بین پاهای آن عبور می کرده اند. البته این فرضیه بسیار محتمل به نظر میرسد. این بنا مشکلات غیر قابل حل در 3 قرن پیش از میلاد را مطرح می کند. همچنین تجارت در این بندر در زمان احداث این مجسمه دارای رکود شده و این بندر از رونق اقتصادی افتاده است. این مجسمه یکی از عجایب هفتگانه به شمار می رود که برای مدت کوتاهی تقریبا 53 سال پا بر جا بوده است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
باغهای معلق بابل در عراق
در عراق باغهای معلق بابل یکی از بحث انگیزترین عجایب هفتگانه می باشد چرا که هنوز برخی از باستانشناسان در وجود داشتن آنها شک دارند. بعد از بدست آمدن اسناد اصلی و خرابه های بر جا مانده از آن زمان وجود داشتن آنها ثابت شد البته در مقیاسی کمتر از آنچه تصور می شود . در این میان سئوالی مطرح است که این باغهای معلق چرا ساخته شده اند؟ در پاسخ این سئوال می توان گفت که موثق ترین سند حاکی از آن است که شاه نبوچاد نزار دوم که دارای شهرت مذهبی می باشد این بنای عجیب را برای خوشحال کردن همسرش در 6 قرن قبل از میلاد ساخت چرا که همسرش از دیدن چشم انداز صحرا مانند بابیلون دچار دلتنگی برای محل زندگی اش شده بودجایی که دارای کوهها و جنگلهای سرسبزی بود به همین خاطر به دستور شاه تپه مصنوعی سبز وخرمی ساخته شد که دارای درختان و گلها و گیاهان زیبایی بود . بعضی ها می گویند که یک ملکه آشوری قدرتمند باغهای معلق را برای تفریح و سرگرمی خودش ساخته است و افراد دیگری عقیده دارند که این باغها به دستور یک شاه آشوری ساخته شده است .
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اهرام مصر (هرم خوفو )
هرم خوفو بزرگترین هرم در بین اهرام مصر است ، این بنا که قدیمی ترین و بزرگترین بنا در بین عجایب هفتگانه می باشد تنها بنایی است که در حال حاضر وجود دارد . هرم خوفو در 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است . این هرم بلند ترین بنای ساخته شده دست بشر از 4400 سال پیش تا سال 1889 بود ،زمانیکه برج ایفل با ارتفاع 300 متر ساخته شد . محدوده هرم خوفو به اندازه 6 قطعه زمین شهری عظیم می باشد . بیشتر سنگ های بکاررفته در این بنا به بزرگی سنگهای عظیمی هستند که بوسیله کامیون حمل مشوند . سطح خارجی زمختی که ما امروزه از این هرم می بینیم مقبره فرعونی بنام خوفو بوده که در آن زمان پوشیده شده از سنگهای آهک صیقلی و زیبایی بوده است. فرمانروایان بعدی این سنگهای با ارزش را متعاقبا برای ساختن بنای خودشان می دزدیدند . این عمل باعث شد که از ارتفاع هرم 5 درصد کم شود و به ارتفاع فعلی اش که 138 متر است برسد . هرم خوفو دارای سه اتاق دفن اجساد است . اتاق اول محل دفن شاه ، اتاق دوم محل دفن ملکه و اتاق سوم که برای رد گم کردن دزدان هرم بوده است .
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط Navid در 11:12 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385

مضرات داشتن اینترنت

مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبه‌ش کرد و تميز کردن زمين‌ش رو -به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميل‌تون رو بدين تا فرم‌هاي مربوطه رو واسه‌تون بفرستم تا پر کنين و همين‌طور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين..»

مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!»

رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين. و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نمي‌تونه داشته باشه.»

مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد. نمي‌دونست با تنها 10 دلاري که در جيب‌ش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه‌فرنگي بخره. يعد خونه به خونه گشت و گوجه‌فرنگي‌ها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايه‌ش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد مي‌تونه به اين طريق زندگي‌ش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پول‌ش هر روز دو يا سه برابر مي‌شد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت.

5 سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده‌فروشان امريکاست. شروع کرد تا براي آينده‌ي خانواده‌ش برنامه‌ربزي کنه، و تصميم گرفت بيمه‌ي عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. وقتي صحبت‌شون به نتيجه رسيد، نماينده‌ي بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»

نماينده‌ي بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين. مي‌تونين فکر کنين به کجاها مي‌رسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد براي مدتي فکر کرد و گفت: «
آره! احتمالاً مي‌شدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت.»

نتيجه‌هاي اخلاقي:

ن1. اينترنت چاره‌ساز زندگي نيست.
ن2. اگه اينترنت نداشته باشي و سخت کار کني، ميليونر ميشي.
ن3. اگه اين نوشته رو از طريق ايميل دريافت کردي، تو هم نزديکي به اين که بخواي آبدارچي بشي، به جاي ميليونر..

 
نوشته شده توسط Navid در 11:14 |  لینک ثابت   •